$('#s1').cycle('fade');
  جستجو

 صفحه نخست  |  راهنمای فروشگاه  |  تماس با ما  |نحوه خرید  |  سبد خرید   |        ثبت شده در سايت ساماندهي كشور

 صفحه نخست  |  راهنمای فروشگاه  |  تماس با ما  |نحوه خرید  |  سبد خرید   |        ثبت شده در سايت ساماندهي كشور

مقالات رایگان دانشجویی > الهیات و معارف اسلامی

لیست پروژه و پایان نامه های جدید

دانلود نرم افزار حسابداری حسابدار سیستم یکپارچه مدیریت مالی و حسابداری دوبل تولیدی صنعتی

Bank Sepah:5892-1010-5735-6012

Email: dociran.pdfiran@gmail.com

09153255543  عالم زاده

PDFiran.com

بزرگترین سایت دانلود پروژه ها و مقالات دانشجویی

لیست پروژه و پایان نامه های جدید

دانلود نرم افزار حسابداری حسابدار سیستم یکپارچه مدیریت مالی و حسابداری دوبل تولیدی صنعتی

Bank Sepah:5892-1010-5735-6012

Email: dociran.pdfiran@gmail.com

09153255543  عالم زاده

PDFiran.com

بزرگترین سایت دانلود پروژه ها و مقالات دانشجویی

 پربازدیدترین مقالات

 مجموعه مقالات علمي الهیات و معارف اسلامی
آئين همسرداري در اسلام

تاریخ ایجاد 1390/05/03  تعدادمشاهده  7492

مقدمه
مرد و زن در آن معيارهاي اصلي همتاي هم هستند، و يك سلسله مزايائي براي مرد هست كه آن مزاياي اجرائي است و در مقابلش مسئوليتش نيز بيشتر است ، كه اگر آن مسئوليت را ايفا نكرد، وزرش هم بيشتر خواهد بود. بنابراين نيتجه مي گيريم كه اولا: آن تهمت هائي كه به اسلام زدند و گفتند كه : اسلام نيمي از جامعه را از بسياري از حقوق محروم نموده است ، نارواست . ثانيا ، اين تعصبات و رسومات جاهلي كه از ديرباز در فرهنگ جوامع اسلامي رواج پيدا كرده است ـ نه فرهنگ اسلام ـ كه زن را بعنوان مظهر ضعف و زبوني ياد مي كنند اين بايد زدوده بشود. ثالثا، اگر كسي احساس مي كند كه زن نبايد از علوم وسايل تربيتي و مانند آن كه خدمات قابل عرضه اي به جامعه ارائه مي دهد استفاده كند، بايد از اين اعتقاد صرف نظر كند و علاقمند باشد زن همتاي مرد در اين علوم و معارف بار يابد و به جامعه خدمت كند مگر آنجايي كه بطور استثناء وظيفه مرد قرار گرفته است. رابعا ، اين (( عاشروهن بالمعروف)) اختصاصي به مسايل داخل منزل ندارد، بلكه در كل جامعه هم جاري است و مساله پنجم اين است كه زن در مقابل مرد غير از زن در مقابل شوهر است يعني زن در مقابل شوهر بايد تمكين كند اما زن در مقابل جامعه ، مثل فردي از افراد جامعه است و اين چنين نيست كه بايد اطاعت كند و در مسايل خانوادگي هم مي بينيم كه گاهي زن قوام و قيوم است و مرد بايد اطاعت كند ، همچنانكه پسر بايد از مادر اطاعت كند ولو در حد بالايي از تخصص‏هاي علمي باشد.


تفاهم در خانه
در خانه به يكديگر آفرين بگوئيد، تقصير پذير باشيد، مخصوصا به آقايان محترم كه زير بار نمي روند بگويم. تقاضا دارم كه اگر يك وقت عصباني شديد، كه نبايد بشويد، اگر بد گفتي ، كه نبايد بگوئي ، وقت غضبت برطرف شد فورا عذر خواهي كن، فورا تقصير را به گردن بگير ، زير بار برو. اين زير بار رفتن يك خود سازي است. خانه بايد براي ما مكتب باشد. بهترين مكتبها ، بهترين كتابهاي اخلاقي ، بهترين معلمهاي اخلاق براي زن و مرد ، مخصوصا براي خانمها ، خانه است. اگر خداي ناكرده آقا بدي كرد و زير بار نرفت عذر خواهي كند . تقاضا دارم از خانمها فورا عذر خواهي كنيد قهر نكنيد فخر نداشته باشيد اخم نكنيد بي نشاط نباشيد قهر از جهنمي هاست نه بهشتي ها بي نشاطي و ترشروئي و اخم كردن از اهل جهنم است و اگر مي خواهي بهشتي باشي خانه ات بايد با نشاط باشد اگر يكي از زن و شوهر زير بار نرفت و عذر خواهي نكرد تو تقصير را به گردن بگير و عذر خواهي كن نگو تقصير تو است بگو تقصير من است. بالاخره در نزاعها هم همينطور است كه اگر يك طرف كوتاه نزاع تمام مي شود اگر مي بيني نزاع تمام نمي شود براي اين است كه كوتاه نمي آئيم يا هر دو يا يك نفر و اگر بهشت مي خواهي كوتاه بيا، اگر نشاط و آن تختهاي زبر جد و در مقابل يكديگر نشستن و بالاخره آن نعمتهاي عجيب بهشتي را مي خواهي كوتاه بيا اگر اختلافي آمد فورا اين اختلاف را رفع كن مواظب باش اين اختلاف در خانه نماند حتي يك ساعت درخانه نماند. مرد بايد مردانگي داشته باشد زن بايد خانم باشد و قرآن مي گويد زن وقتي خانم است كه در مقابل شوهر ولو شوهر تقصير كار، متواضع باشد قرآن مي گويد زن شايسته اينست:
فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله[1]
زن شايسته دو صفت دارد يكي متواضع است در مقابل شوهر ولو شوهر تقصير داشته باشد و ديگر اينكه عفت دارد چه در خلوت چه در جلوت چه در مقابل شوهر چه در غياب او . بد حجاب نيست ولو پيش خويشان شوهرش، پيش نامحرم، ولو پيش برادر شوهرش، عفت دارد و همانجا هم كه شوهرش نيست بدحجاب نيست بلكه خوب حجاب است در كوچه بدحجاب نيست در خانه و مدرسه هم بدحجاب نيست به اين مي گويند زن شايسته .
مرادم آن جمله اول بود كه قرآن شريف مي گويد خانم شايسته آنست كه كوتاه بيايد، زير بار برود اگر يك اختلافي آمد، بعضي اوقات مي آيد، اختلاف در خانه يك امر طبيعي است ، بعضي اوقات مي آيد ، مرد مي خواهد ، خانم مي خواهد كه در خانه اش اصلا اختلاف نباشد. مسلمان واقعي مي خواهد كه در خانه اش اختلاف نباشد. اما آنكه قرآن مي گويد اينست كه اگر اختلاف آمد هر دو يا يك نفرتان مخصوصا خانم كوتاه بيايد، زير بار برود، ساكت شود تا آتش اختلاف خاموش شود .اين دامن زدن به آتش ، بنزين ريختن روي آتش و در حقيقت بر افروختن آتش جهنم است.
يا ايها الذين امنوا قوا انفسكم و اهليكم نارا وقودها الناس و الحجاره[2]
اي كسانيكه ايمان داريد بترسيد از آتش جهنم ، خود را از آتش جهنم نجات بدهيد آن آتشي كه آتش گيره اش خود شما و صفات رذيله اي است كه در دل شما است.
قرآن شريف مي فرمايد: در خانه اختلاف نداشته باشيد زيرا ابهت و شخصيت شما را مي برد و اگر خداي ناكرده زن در مقابل شوهر و شوهر در مقابل زن رويشان به هم باز شد ديگر ابهت و شخصيت پيش يكديگر ندارند و بدا به حال آن مردي كه در خانه ابهت و شخصيت نداشته باشد بدا به حال آن خانمي كه حكومت بر دل شوهر نداشته باشد.
بدا به حال آن خانه اي كه در آن نشاط نباشد. مادر دل مرده كه نمي تواند يك دختر با نشاط، يك پسر با نشاط تحويل جامعه بدهد. مرد دل مرده و بي نشاط كه نمي تواند براي دنيا، براي آخرت، براي ديگران فعال باشد. به قول مردم دست شكسته به كار مي رود اما دل شكسته ، دل بي نشاط به كار نمي رود.
موسي بن جعفر(ع) در يك روايتي مي فرمايند:
اياك و الضجر و الكسل فانهما يمنعان حظك من الدنيا و الاخره [3]
مي فرمايد مواظب باش كسل نباشي، فعال باش ، مواظب باش تنبل نباشي خانم در خانه مواظب باشد تنبل نباشد، مرد مواظب باشد تنبلي بر او حكمفرما نباشد. مواظب باشيد بي نشاط نباشيد زيرا آنكه كسالت دارد، آنكه بي نشاط است نه خير دنيا دارد و نه از خير آخرت بهره مند است. معلوم است زن دل مرده نه مي تواند شوهر داري كند و نه مي تواند بچه داري كند و نه خانه داري، و معلوم است كه مرد دل مرده عضو زائد جامعه است .
قرآن مي فرمايد:
و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم
اختلاف باعث مي شود كه بوي شما مي رود. بوي شما مي رود يعني چه ؟ مسلمان ابهت و شخصيت دارد يك ميليارد مسلمان اگر با هم متحد بودند آمريكا و شوروي و همه دنيا از شخصيت آن يك ميليارد مسلمان خوابشان نمي برد چه رسد به اينكه به فكر اين باشند آنها را استثمار و نوكر خود كنند. مردي كه زبانش ركيك باشد خيال نكند كه ضرر به خانمش مي زند، نه ، اول ضرر به خودش مي زند براي اينكه آنكس كه زبانش ركيك است اول كاري كه مي كند ضرر به شخصيت خودش مي زند شخصيت خودش را لكه دار مي كند خيال نكند خانم اگر پرخاشگر شد دلش خنك شده است براي اينكه به شوهرش بد گفته ، نه ، اول ضرري كه خانم برده است ايناست كه محبتش از دل شوهر مي رود و زني كه حكومت بر دل شوهر نداشته باشد شوهري كه شخصيت در خانه نداشته باشد بدا به حال اين زن و شوهر. من تقاضا دارم از اهل مجلس از شنودگان عزيز راديو كه اين آيه شريفه هميشه در نظر آنان باشد.
قرآن مي فرمايد: نزاع و اختلاف به اندازه اي خطرناك است نظير كسي كه لب پرتگاهي از وادي جهنم نشسته باشد حالا اينجا وادي جهنم ندارد شما در دامه كوه باشي روي يك سنگي نشسته باشي و ببيني كه دره پر از آتش شعله ور است. نگاه كني ببيني اين سنگ زيرش خالي است و الان مي افتد و به قعر اين وادي آتش فرو مي افتي. قرآن مي فرمايد: اختلاف اينست.
قرآن مي فرمايد يكي از نعمت هاي بزرگ براي بنده ها الفت است ، محبت است لذا منت مي گذارد به سر مسلمانها و مي فرمايد:
و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا و اذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداء فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا و كنتم علي شفا حفره من النار فانقذكم منها كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تهتدون [4]
اول مي فرمايد اي مسلمانها دست بزنيد به ريسمان محكم الهي همه با هم متحد باشيد، همه با هم برادر باشيد . بعد مي فرمايد به ياد آوريد وقتي كه مسلمان نبوديد و با هم دشمن بوديد خدا چه نعمت بزرگي به شما داد بعد مي فرمايد به ياد آوريد كه لب پرتگاهي از دره آتش نشسته بوديد و خدا شما را از اين دره نجات داد. اين آيه ولو خطاب به مسلمانهاي صدر اسلام است اما به همه ما مي گيود و در ارتباط با بحث ما آن خانه اي كه در آن الفت و محبت حكمفرما باشد اين زن و شوهر بايد خيلي شكر خدا كنند اين زن و شوهر بايد از خدا بخواهند اين محبت الهي الفت ادامه پيدا كند هميشه از خانمش تشكر كند كه از خانه ما مهر و محبت مي بارد هميشه خانم بگويد آفرين بر تو اي شوهرم كه محبت داري الفت داري اگر شبانه روز شكر اين نعمت كنند كم است. وقتي قانون تجسم عمل و آيه اي كه خواندم ضميمه شوند معني اين مي شود خانيم كه پرخاشگري ! آقائي كه العياذ بالله بد اخلاقي! زن و شوهري كه با هم اختلاف داريد! لب دره جهنم نشستهايد ، كي وارد مي شويد ؟ به مجرد مردن .
يك كسي كه از بالا افتاده بود و مرده بود را به خواب ديدند و از احوالش پرسيدند ، گفت همين مقدار به شما بگويم نه نكيري است نه منكري نه فشار قبري من از آن بالا كه افتادم صاف رفتم وسط جهنم!
آقا ! خانم! دنيا مي گذرد اما دو چيز نمي گذرد يكي فداكاري و گذشت و ايثار . اين ايثار و گذشت و فداكاري يك صفاتي است كه انسان را به اندازه اي نوراني مي كند كه وقتي وارد صف محشر مي شود مثل ماه مي درخشد و به اندازه اي درخشندگي دارد كه ص محشر را به خود جذب مي كند و ديگري هم نعمتهاي بهشتي و عذابهاي دردناك جهنم است و الا دنيا مي گذرد.
به اندازه اي اختلاف در ميان ما زياد شده است كه متجدد از متقدم بدتر، با سواد از بي سواد بدتر، بازاري از كارمند بدتر ، كارمند از بازاري بدتر مي بينيم آقا دكتر است و بالاترين تخصص را دارد، تخصصها دارد، اخلاقش هم توي جامعه خوب است اما وقتي دل خانمش را باز كني مي بيني خانم روشنفكر است، متمدن است ، فرهنگش بالاست، با زنها بسيار سازگار است اما وقتي دل شوهرش را باز كني مي بيني يك ديوي دچار اين مرد شده است. از مثالهاي جامعه نگذريد روانشناسها مي گويند مثالهاي جامعه آئينه فكر جامعه است راستي اينجور است يك مثال عوامانه اي نقل مي كنم.
مي گويند يك آقائي روي منبر مي گفت كه آنكسي كه از زنش راضي نيست بلند شود بايستد همه بلند شدند جز يك نفر اين خيلي خوشحال شد گفت الحمدالله توي جلسه پيدا كرديم كسي كه از دست زنش راضي است يك وقت داد اين مرد بلند شد و گفت كه آقا! نه ، خانم زده پيام را شكسته نمي توانم بلند شوم! وضع فعلي ما اينگونه است . يك نفر پيدا نمي شود كه از ناحيه همسرش صد در صد راضي باشد يك خانم پيدا نمي شود كه صد در صد از ناحيه شوهرش راضي باشد.
در روايات داريم اگر بين دو مسلمان اختلاف شد بين يك زن و شوهر اختلاف شد واحب است ، لازم است همان روز اول با هم آشتي كنند و رسم اينست كه از بزرگتر عذر خواهي كند يعني خانم عذر خواهي كند ولو آقا تقصير داشته باشد بعد روايت مي فرمايد: اگر روز اول نرفتند روز دوم. اگر كوچكتر رفت كه رفت والا بزرگتر برود و با هم آشتي كنند ديگر كينه با هم نداشته باشند و لو العياذ بالله اشتباه بزرگي كردند و زخم زبان زدند اما ديگر كينه نداشته باشند، صاف ، با حقيقت و با گذشت باشند. فراموش كنند آنچه گذشته است و اگر روز دوم نرفتند روز سوم حتما واجب است اينكار را بكنند اگر روز سوم با هم آشتي نكردند كينه يكديگر در دلشان است در اين روايات كه بيش از ده تاي آن را مرحوم كليني نقل مي كند و علامه مجلسي رضوان الله عليه بيش از سي روايت نقل مي كند ، ائمه طاهرين فرمودند اين دو از ربقه اسلام بيرون مي روند. اگر ما به فكر دنيايمان نيستيم به فكر اولادمان نيستيم لااقل به فكر اين روايتها باشيم به فكر اسلاممان باشيم اين اختلافها كنار برود چرا اينقدر با هم اختلاف داريم ؟ آقا ! اگر از نظر مادي برايت سخت است خانم بيچاره در منزل چي ؟ خانم ! اگر شوهر نمي تواند آنجور كه تو مي خواهي برسد اختلاف چرا؟ پرخاشگري چرا؟ خودت را به جاي بگذار ببين مي تواند اي طلا را بگيرد يا نه ؟ مي تواند اين لباس را بگيرد يا نه ؟ اگر نمي تواند چرا بي نشاطي؟ چرا قهري ؟ چرا پرخاشگري مي كني ؟ چرا داد مي زني ؟ شما را به خدا قسم وقتي مي خواهيد به دختر جهازيه بدهيد بنشينيد با هم مشورت كنيد، فكر كنيد، با تسلط بر اعصاب بگوئيد كه بايد چه كرد نه اينكه او به او پرخاشگري كند و بالاخره يك جهازيه اي به زور درست بشود كه مبارك نيست.


مقام صبر
زن و مرد اگر متوجه باشند مي توانند به واسطه خدمت به يكديگر و تربيت اولاد جزع و فزع را از خود دور كنند. اين صفت رذيله كه مثل جزء ذات انسان است را ريشه كن كنند كه حتي قرآن مي فرمايد:
ان الانسان خلق هلوعا اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخير منوعا الا المصلين[5]
مي گويد اين انسان سبك سر است درجزر و مد روزگار خودش را گم مي كند. هلوع يعني سبك سر همانند سنگ ريزه هاي كوچه كه هركه برسد يا پائي به آن مي زند و جا به جا مي شود. قرآ، مي فرمايد اين سبكسري بدينگونه است كه اگر يك مصيبت كوچكي پيش آمد كند فريادش بلند مي شود و به عكس اگر دنيا به او رو كند تكبرش افزون مي شود. جزع و فزع در علم اخلاقي صفت بدي معرفي شده است اگر كسي جزع و فزع در علم اخلاق صفت بدي معرفي شده است اگر كسي جزع و فزع داشته باشد با يك حرف كوچك ناراحت مي شود. اگر بچه اش يك بي بربيتي كوچك كند فريادش بلند مي شود اين صفت بدي است و معمولا انسانها دارند. صفت مقابل آن صبر و استقامت است كه قرآن تاكيد فراوان بر آن دارد و مي فرمايند:
انما يوفي الصابرون اجرهم بغير حساب[6]
ما به هركسي به اندازه خدمتش ثواب مي دهيم نماز يك اندازه ثواب دارد، روزه يك اندازه ثواب دارد خمس و زكات حتي جبهه يك اندازه ثواب دارد اما يك چيزي هست كه ثوابش اندازه ندارد و آن صبر در مقابل مصيبتها ، صبر در مقابل ناملايمات ، صبر در تربيت فرزند ، صبر خانم در مقابل بديهاي شوهر يا شوهر در مقابل بديهاي زن است، و بهترين محل صبر محيط خانه است. آقا اگر متوجه باشد مي تواند از بد اخلاقي خانمش آدم بشود و به مقام صبر برسد ، بهشت هشت در دارد و يكي از درهايش مخصوص افرادي است كه صبر بر بلا، صبر بر مصيبت ، صبر بر معصيت ، صبر در عبادت دارند اينها از آن در خاص وارد مي شوند كه بالاترين درهاست زيرا همه ائمه طاهرين از آن در مي روند چون مصيبت آنها زياد بود و صبر كردند. امام حسين (ع) از آن در وارد مي شود ، خانواده اي معظم شهداء اگر صبر كنند، اگر توجه به مصيبتشان و اينكه اين مصيبت سازندگي دارد داشته باشند از آن در وارد مي شوند و بالاخره آن خانمي كه بر بديهاي شوهر بسازد، آن آقائي كه از نا ملايمات در خانه عصباني نشود، جزع و فزع نكند از آن در وارد مي شود.
بالاتر از همه اينها اينستكه انسان بتواند يك صفت رذيله اي را از بين ببرد يك فضيلت را در خود غرس كند اين از بهشت بالاتر است . من بارها گفته ام كه زرنگي اين نيست كه انسان بهشت برود يا جهنم نرود، شيعيان اميرالمومنين (ع) بالاخره ولو در قبر و برزخ و روز قيامت ناراحتي هائي داشته باشند، كم است كه به جهنم بروند و اگر هم بروند موقت است. زرنگي اين نيست كه انسان به جهنم نرود زيرا ديوانه ها هم جهنم نمي روند زرنگي اين نيست كه بهشتي شويد بچه ها هم بهشت مي روند بچه ها هم كه مردند بهشت مي روند و بدون حساب هم بهشت مي روند حالا تو بدون حساب بهشت بروي زرنگي نيست زرنگي آنست كه بتواني خشنودي خدا را به دست آوري.
 
محبت و رحمت در خانه
فصل پنجم بحث مادر باره محبت و رحمت در خانه است شايد بهتر از اين بحث در فصلهاي مطرح شده نداشته باشيم و لذا در اين موضوع بايد بررسي بيشتري داشته باشيم و اميدوارم حضرت بقيه الله (عج) لطف مي فرمايد تا ما به مطالب اين فصل عمل كنيم.
محبت نظير قانون جاذبه در اين جهان است همانطوري كه اين جهان پا برجاست روي قانون جاذبه ، خانه و خانواده با برجاست روي محبت و رحمت . اين جهان از ذره يعني از اتم تا كهكشانها همه و ههم به واسطه قانون جاذبه پا برجا هستند. اگر يك لحظه قانون جاذبه از جهان برداشته شود نظم آن به هم مي خورد و به طور كلي جهان طبيعت نابود مي شود همچنين است محبت در خانه اگر در خانه محبت نباشد نابود شدني است اگر محبت در خانواد نباشد آن خانواده از هم پاشيده مي شود و بايد بگويم خانه اي كه در آن محبت نيست همانند قبري است كه در آن عذاب باشد . خانه اي كه در آن محبت نباشد زندگي حقيقي در آن نيست بلكه مردگي است ، مرگ تدريجي است آنهم توام با شكنجه لذا از الطاف پروردگار عالم اينست كه وقتي تشكيل خانواده شد محبت طبيعي را عنايت مي كند رحمت و دلسوزي طبيعي را عنايت مي كند . قرآن مي فرمايد:
و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه[7]
از نشانه هاي خدا در اين جهان اينست كه براي مرد زن آفريده است و براي زن مرد آفريده است تا تشكيل خانواده بدهند. و براي يكديگر آرام بخش باشند و براي اين تشكيل خانواده بين شما محبت و رحمت قرار داد و كمبودي را كه در خانواده است برطرف كرد. شما مي دانيد هر بنائي ملاط لازم دارد و نمي شود خانه اي را با سنگ و آجر و آهن تنها بنا كرد بلكه ملاط مي خواهد . در بناي خانه ازدواج هم اينگونه است اگر به ياد داشته باشيد روزهاي اول روايتي را خواندم كه پيغمبر اكرم (ص) فرموده است:
ما بني بناء في الاسلام احب الي الله عز و جل من التزويج[8]
هيچ بنائي افضل از تشيكل خانواده نيست . و ملاط اين بنا محبت و رحمت است. همانگونه كه اگر مصالح ساختماني ملاط نداشته باشد ويرانه اي بيش نيست اگر در خانواده هم محبت نباشد ويرانه اي بيش نيست.
دو بحث در اينجا مطرح است. يك بحث اينستكه چه چيزهائي اين محبت خدا دادي را از بين مي برد و ديگر اينكه چه چيزهائي محبت در خانه را زياد مي كند.
 


آقات محبت:
1- تندخوئي
اول چيزي كه محبت را از خانه مي برد و شيشه محبت را مي شكند تند خوئي است. اختلاف ، تندي ، پرخاشگري ، شيشه محبت را زود مي شكند. اگر زن در مقابل شوهر زبان دراز شد، پرخاشگر شد همان جمله اولش يك ضربه به احساس مرد مي زند. اگر مرد تند خو شد همان فرياد او ، تندي او ، در مرتبه اول يك ضربه به محبت مي زند و اگر خداي ناكرده اين تند خوئي از طرف هر دو ادامه پيدا كند . قطعا شيشه محبت شكسته مي شود و بالاتر بگويم محبت به نفرت مبدل مي شود ، به سنگدلي و قساوت مبدل مي شود ، مخصوصا اگر در تند خوئيها و پرخاشگري ها زخم زبان باشد و العياذ بالله مرد زني را به زخ زنش بكشد بگويد ببين زن همسايه چه زن خوبي است اين جمله به اندازه اي كوبندگي دارد كه فقط محبت را از بين مي برد بلكه نفرت مي آورد ، نه فقط رحمت و دلسوزي را از بين مي برد كه قساوت و سنگدلي مي آورد. بايد مواظب باشيم اينگونه امور در زندگي ها نباشد.
2- فحش و كتك
اما مسئله فحش و ناسزا و كتك اصلا مربوط به بحث ما نيست و تكرار مي كنم كه اگر در زبان مردي و يا زني العياذ بالله فحش باشد اين مرد و زن شخصيت ندارند. خدا و پيغمبر خدا و ائمه طاهرين با آنها قهرند.
شخصي رفيق هميشگي امام صادق (ع) بود هر كجا امام صادق(ع) مي رفت دنبال او بود. روزي اما (ع) در راه بود و او هم دنبال امام صادق (ع) ، غلام اين مرد عقب ماند صدايش كرد غلام نشنيد مرتبه دوم صدا زد غلام نشنيد و جواب نداد مرتبه سوم عصباني شد گفت يابن الفاعله باتو هستم يعني ولدزنا. همينكه ناسزا و فحش به زبان اين مرد آمد امام (ع) ايستاد و دست به پيشاني مبارك زد يعني عزا شد سپس گفت: سبحان الله ، به مادرش تهمت زنا زدي ؟ من تا الان ترا آدم باورعي مي دانستم ولي الان معلوم شد كه چنين نيست گفت يابن الرسول الله مادرش سندي و مشرك است امام (ع) فرمود مگر نمي داني كه هر قومي براي خودش قانون ازدواج دارد؟ ديگر حق نداري با من باشي. رواي حديث مي گويد ديگر نديدم كه اين مرد با امام صادق(ع) راه برود:[9]
از اين روايت چه استفاده مي كنيم ؟ اگر كسي به بچه اش فحش دهد ولو تقصير داشته باشد اگر به خانمش فحش دهد ولو تقصير داشته باشد اگر يك خانمي به شوهرش فحش دهد ولو تقصير داشته باشد خدا از او قهر مي كند حضرت زهرا(ع) و پيغمبر اسلام و ائمه طاهرين از او قهر مي كنند و از جمله آقاي ما حضرت وليعصر (عج) از او قهر مي كند و از طرفي اين فحش مجسم مي شود و به صورت بدي هم مجسم مي شود و رفيق او در عالم برزخ و قيامت است و در قيامت رسواست.
عايشه در نزد پيغمبر اكرم(ص) نشسته بود دو سه نفر يهودي تباني كرده بودند به پيغمبر اكرم (ص) جسارت كنند يكي از آنها رد شد و گفت سام عليكم يعني شمشير بر تو باد به قول امروزيها مرگ بر تو (سلام عليكم يعني سلاو م درود بر تو باد) پيغمبر اكرم(ص) فرمودند عليكم يعني آنچه گفتي بر خودت باد عايشه صبر كرد يهودي دوم آمد گفت سام عليكم حضرت فرمودند عليكم سومي رد شد گفت سام عليكم. عايشه ديگر نتوانست تحمل كند و انصافا هم تحملش مشكل است گفت يابن القرده و الخنازير چه مي گوئي؟ يعني اي پسر ميمونها و خوكها چه مي گوئي اينرا عايشه از قرآن گرفته بود زيرا اين يهوديها همانها هستند كه پدرانشان خوك و ميمون شدند بالاخره عايشه فحش داد. پيغمبر تند شد رنگش تغيير كرد و فرمود عايشه چه گفتي؟ گفت يا رسول الله ! ببين چه كار مي كنند؟ پيغمبر(ص) فرمودند آنها هرچه گفتند من جوابشان را دادم اين ديگر فحش ندارد بعد فرمودند عايشه ! نمي داني اگر فحش مجسم شود به صورت بدي مجسم مي شود و رفيق انسان است در قبر، مونس انسان است در برزخ و محشر. قرآن مي فرمايد:
يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضرا و ما عملت من سوء تود لو آن بينها و بينه امدا بعيدا[10]
مي فرمايد: هر كار خوبي كه انجام بدهيد در روز قيامت مونس و همراه شماست و كارهاي بد به صورتهاي بدي در مي آيد و به اندازه اي انسان رسوا مي شود كه به قول قرآن مي گويد اي كاش بين من و اعمال بدم خيلي فاصله بود.
((تود لو ان بينها و بيته امدا بعيدا))
لذا يك مسلمان بايد مودب باشد يكي از سفارشهائي كه امام صادق(ع) بارها به شيعه دارد اينستكه اي شيعه ! مودب باش. طوري رفتار كن كه مردم به امام صادق (ع) آفرين گويند كه چه پيرواني دارد. يك خانم با شخصيت زشت است كه در زبان او فحش باشد به بچه هايش يا ديگران. مخصوصا معلمهاي سر كلاس و زن در مقابل شوهر و لذا مي گوئيم كه فحش را بايد از بحث خارج كرد و همچنين است كتك، براي اينكه به اندازه اي گناه دارد كه رسول اكرم (ص) روي منبر مي فرمودند اگر مردي كشيده اي به صورت زنش بزند در روز قيامت پس از رسوائي به جهنم مي رود و خطاب به مالك جهنم مي شود كه هفتاد كشيده از آتش جهنم به صورت او بزند. كتك زدن كار مسلمان حقيقي نيست ، كار يك انسان با شخصيت نيست، انسان با شخصيت دست دراز نيست حالا اگر خانمي پيدا شود كه شوهرش را بزند ديگر اين زن نيست لاابالي و احمق است. لذا ما فحش و كتك را از بحث خارج مي دانيم براي اينكه اينها نه محبت را كه انسانيت را از بين مي برند.
3- زخم زبان
ديگر زخم زبان است كه شيشه محبت را مي شكند و گناهش به اندازه اي بزرگ است كه امام صادق (ع) مي فرمايد: پروردگار عالم فرموده است.
من اهان لي وليا فقد ارصد لمحاربتي[11]
اگر كسي به ولي من توهين كند مثل اينست كه با خدا جنگ كرده است. و پروردگار عالم فرموده است هركس با من بجنگد با او مي جنگم و معلوم است كه خدا با كسي اگر بجنگد دنيا و آخرتش به كجا مي رسد.
بحث ما در اين است كه يك آقا به خانمش بگويد ببين زن فلاني چقدر خوب است ، زن به شوهرش بگويد ببين مرد فلاني چقدر خوب است ما كه خيري در خانه تو نديديم.
رسول گرامي (ص) روي منبر مي فرمود اگر زني به شوهرش بگويد ما كه خيري در خانه تو نديديم تمام اعمال خيرش حبط مي شود اگر مردي به زنش بگويد ما كه از تو خيري نديديم تو هم زن نشدي تمام اعمالش حبط مي شود، يعني در نامه عملش ديگر كار خير نخواهد بود.
ما بايد دست از توهين برداريم مخصوصا از خانمها ، از آقايان تقاضا دارم پيش ديگري شوهرت را كوچك نكن ، پيش ديگري زنت را كوچك نكن و اين گناهش خيلي بزرگ است. زخم زبانها دو گونه است يك قسم آن زود از بين مي رود مثلا كسي كه يك زخم زبان بزند اما خيلي دل را زخم نكند اين يك عقربي مي شود داخل قبر كه بعد از مدتي كوتاه نابود مي شود اما يك وقت زخم زبان نظير شمشير است زخمش عميق است اين عقربي مي شود كه تا روز قيامت او را اذيت مي كند و در جهنم هم او را مي گزد و گزيدن او از آتش جهنم هم بدتر است.
يكي از علماي بزرگ را در خواب ديدند از حال او سوال كردند گفت الحمدالله وضعم خوب است باغي دارم ، حورالعيني درام ، قصري دارم، رفت و آمدي دارم ، ملائكه با من رفت و آمد دراند و خادم من هستند وضعم خيلي خوب است اما صبح به صبح يك عقرب مي آيد و يك نيش به پايم مي زند و بايد با درد آن تا فردا كه دو مرتبه مي آيد بنالم سوال كردند مگر چه كردي؟ گفت يك زخم زبان زدم و فراموش كردم توبه كنم، ساده گرفتم، توبه نكردم اين عقرب را نكشتم.
با آب توبه همه چيز را مي شود شست و از بين برد. هر بي بركتي در خانه را مي شود از بين برد اما بدا به حال آنكسي كه توهين كند و بگويد دلم حال آمد . مي گفت تا يكي دو حرف سنگين به زنم نگويم نمي توانم بنشينم. مي داني يعني چه؟ يعني تا دو تا عقرب براي خود نسازم و در شب اول قبر تا محشور به جان خودم نيندازم نمي توانم بنشينم. زن مثل شمشير زخم زبان مي زند بعد هم مي گويد دلم حال آمده ، نه خانم! دلت حال نيامد نمي داني چه ماري براي خودت تهيه كردي! اين مار را آن كسانيكه چشم بصيرت داشته باشند مي بينند به گلويت پيچيده است نمي بيني . چه وقت مي بيني ؟ هنوز در قبر نرفته مي بيني ، همان وقتي كه عزرائيل مي آيد به قول قرآن چشمها تيزبين مي شود و آن وقت زخم زباني را كه به شوهرش زده مي بيند و آن وقت زخم زباني را كه به شوهرش زده مي بيند و آن وقت آن زخم زباني كه به زنش زده و يك مار سياهي به گردنش پيچيده است و با اين مار سياه بايد داخل قبر شود و او را تا روز قيامت بگزد مي بيند. بايد ديد اين زخم زبان چقدر كوبندگي دارد و عميق است.
آنچه بايد زن و مرد به آن توجه داشته باشند اينستكه زخم زبان ، يكديگر را كوچك كردن ، مخصوصا در مقابل ديگران، ديگري را به رخ همديگر كشيدن، به اندازه ضربه به محبت مي زند كه بعضي اوقات مبدل به نفرت مي شود، مبدل به قساوت و سنگدلي مي شود و زندگي سخت و خانه مثل قبر توام با شكنجه مي شود. بنابراين تقاضا دارم تند نباشيد.
رسول گرامي (ص) روزي بر روي منبر فرمودند كدام دستگيره ايمان از همه محكمتر است؟ يعني چه چيزي موجب نجات انسان است كه بالاتر از آن وجود ندارد كسي گفت يا رسول الله نماز، ديگري گفت روزه، و ديگري گفت زكات ، يك كسي گفت جهاد در راه خدا ، هركس چيزي گفت و نتوانستند جواب بدهند پيغمبر اكرم (ص) فرمودند : اينهائي كه گفتيد خوب است اما محكمترين دستگيره براي انسان (( الحب في الله و البغض في الله)) [12] آنكه خيلي نجات دهنده است اينستكه انسان براي خدا برادران مسلمان خود را دوست داشته باشد و دشمنان اسلام را دشمن بدارد. يعني زنش را به خاطر خدا دوست داشته باشد براي اينكه مسلمان است نه براي اينكه شهوت او را ارضاء مي كند. اينكه مردانگي نيست اين مربوط به حيوانهاست و ما قبلا گفتيم ارضاء شهوت يكي از فوائد كوچك تشكيل خانواده است. مرد بايد به زنش محبت داشته باشد براي اينكه مسلمان است و زن به شوهرش محبت داشته باشد براي اينكه مسلمان است و زن به شوهرش محبت داشته باشد براي اينكه مسلمان است. خانم افتخار كند كه شوهرش معلول است، مجروح است شهيد است و فرزند شهيد دارد. آقا افتخار كند كه همسرش سيده است، نماز مي خواند، روزه مي گيرد. محمد بن حكيم مي گويد خدمت امام باقر(ع) نشسته بوديم پيرمردي روشن ضمير با قدي خميده عصا زنان آمد ابتدا به امام باقر(ع) سلام كرد بعد به همه يك يك سلام كرد سپس گفت يا بن رسول الله مي خواهم كنار شما بنشينم امام (ع) فرمودند بنشين. در كنار امام (ع) نشست و گفت يابن رسول الله من حلال شما را حلال مي دانم و حرام شما را حرام مي دانم من دوستان شما را دوست مي دارم نه از اين جهت كه خويشان من هستند از اين جهت كه دسوت شما هستند. دشمنان شما را دشمن مي دارم نه از اين جهت كه دشمني شخصي با آنها دارم بلكه به خاطر اينكه دشمن شما هستند من وضعم اينست آيا اهل نجاتم؟ امام باقر(ع) بر افروخته شد، خوشحال شد و فرمودند دلخوش باش من خدمت پدرم امام سجاد(ع) بودم كسي خدمت او رسيد و همين را گفت كه يابن رسول الله من حلال شما را حلال و حرام شما را حرام مي دانم دوستان شما را به خاطر شما دوست مي دارم و دشمنان شما را به خاطر شما دشمن مي دارم آيا اهل نجاتم؟ امام سجاد (ع) فرمودند: دلخوش باش. هنگام مرگ، پيغمبر مي آيد، اميرالمومنين مي آيد ، حضرت زهراء و امام حسن و امام حسين مي آيند، از آب كوثر سيراب مي شوي و با خشنودي بر پيغمبر و امير المومنين و حضرت زهراء و امام حسن و امام حسين وارد مي شوي . محمد بن حكيم مي گويد تا اين روايت را امام باقر برايش خواندند شروع كرد گريه شوق كردن و گفت يابن رسول الله يك مرتبه ديگر اين روايت را برايم بخوان و امام باقر (ع) دوباره خواند . ديگر از بس اين پيرمرد تلاطم دروني پيدا كرد غش كرد و امام باقر (ع) او را به هوش آوردند و بعد از به هوش آمدن براي تبرك و تيمن دستهايش را به بدن امام باقر (ع) كشيد و بدن خودش را متبرك كرد بعد اجازه مرخصي گرفت بلند شد و رفت و امام باقر(ع) پيوسته نگاهش مي كردند تا رفت بعد رو كردند به ما و فرمودند : اگر كسي بهشت مي خواهد به اين پيرمرد نگاه كند. اين روايت چه مي گويد؟ ديگران را دوست داشته باشيد نفرت از شيعه نداشته باشيد نفرت از مسلمان گناهش بزرگ است اين كينه موجب مي شود دعايتان مستجاب نشود اين كينه ها اين پرخاشگريها موجب مي شود خانه شما بي بركت بشود شهر شما بي بركت مملكت شما بي بركت بشود. همديگر را دوست داشته باشيد.
علامت مومن اينستكه آنچه براي خود مي پسندد براي ديگران هم بپسندد و آنچه براي خود نمي پسندد براي ديگران هم نپسندد.
بچه داري مشكل است تو يك ساعت دو ساعت بچه داري كن چقدر مشكل است . يك شبانه روز نمي توان بچه داري كني نمي تواني خانه داري كني اگر منزل پله داشته باشد حداقل صد مرتبه بايد از اين پله ها پائين و بالا بروي تايك غذائي را آماده كني. يك مقداري در خانه به خانم كمك كن چرا كمك نمي كني؟ از اميرالمومنين (ع) كه بالاتر نيستي.
پيغمبر اكرم (ص) بر اميرالمومنين (ع) وارد شد و ديد عدس پاك مي كند.
پيغمبر بز مي دوشد ، جارو مي كرد، نان مي پخت . ما وقتي با شخصيتم كه در منزل به خانم كمك كنيم.
خرج و مخارج خانه مشكل است ، سنگين است ، سرو كار داشتن با مردم مشكل است شوهر تو كه صبح به اداره مي رود با اين ارباب رجوعهاي پر توقع سرو كار دارد كارش مشكل است اين شوهر تو كه كسب دارد تا مخارج تو و فرزندانت را تهيه كند بايد با مردم سر و كله بزند روحش كسل مي شود شب كه مي آيد آرامش مي خواهد، خواب مي خواهد، جاي آرام مي خواهد با تندي و پرخاشگري تو نمي تواند بسازد بايد آنچه براي خودت دوست داري براي شوهرت هم دوست داشته باشي اگر شوهر تندي كرد تو تبسم كن و خستگي را از دل او درآور اگر ديدي زنت به هنگام ورود تو زينت نكرده يا لباسي كه مي پسندي نپوشيده نديده بگير اگر اخم دارد ، تر شروئي دارد، بي نشاطي دارد تبسم كن با همان خستگي كه داراي تبسم كن. آنچه براي خود نمي پسنديد براي او هم نپسنديد تا بركت خدا، رحمت خدا، رافت خدا هم در دنيا و هم در آخرت شامل حال شما بشود.


توقعات بيجا
يكي از شاخه هاي ديگر منيت پرتوقعي است . روانشناسها يك جمله اي دارند عالي است مي گويند مثالهاي جامعه آئينه فكر جامعه است. داستانهائي كه در جامعه ديده مي شود حتي مثل قضيه فرهاد و شيرين، ليلي و مجنون كه افسانه اي بيش نيستند و خيلي بزرگش كردند اينها فكر جامعه را نشان مي دهد مثلي است كه در ميان زنها مشهور است مي گويند گوشت نياورده كوفته مي خواهد. راستي بعضي مردها گوشت نياورده كباب مي خواهند.
بعضي از زنها توقعشان زياد است مي داند كه شوهر نمي تواند آنها را اداره كند مثلا حقوقش پنج هزار تومان است . شب عيد كه مي شود يك پيراهن پنج هزار توماني است نمي توانم ، قبول نمي كند. توقع بيجا نداشته باشيد به اندازه دخلتان خرج كنيد، به اندازه اي كه به منزل مي بريد توقع داشته باشيد. گوشت نبرده كباب نخواهيد كوفته هم نخواهيد آبگوشت هم نخواهيد . از خانمها تقاضا دارم از مردي كه كم در آمد است توقع نداشته باشيد كه شب عيد مثل ديگران اداره كند. بعضي از اداري ها در زمان ما از هر كارگري فقيرترند حالا يك خانم براي اينكه شوهرش اداري است رئيس است خيال مي كند بايد فرش را عوض كند هرچه مي گويد ندارم مي گويد همين است كه هست. اين پرتوقعي ها گناهش بزرگ است به اندازه اي كه اگر زني به شوهرش تحميل كند اگر مردي بر زنش تحميل كند چيزي را كه قدرت ندارد در روز قيامت خداوند تبارك و تعالي چيزي را كه طاقت ندارد بر او تحميل مي كند . آتش جهنم مشكل است و جاي آدمهاي پر توقع در آتش جهنم است ، البته اگر بدون توبه از دنيا برود، آن زني كه خجالت بدهد به شوهرش ، مي بيند كه شوهرش ندارد و خجالتش مي دهد به اندازه اي گناهش بزرگ است كه در روز قيامت خدا اول آبروي اين زن را مي برد، و شما عزيزان مي دانيد كه آبرو خيلي ارزش دارد. كسي مي گفت امام حسين (ع) همه چيزش را در راه خدا داد جز دو چيز يكي دين و ديگري آبرو. ابرو خيلي ارزش دارد مخصوصا آبروي همسرتان را در خانه نبريد توقعهاي بيجا نداشته باشيد. زن در نزد شوهر مي خواهد محترم باشد تقاضا دارم اين احترام را نگهداريد اين شخصيت را نشكنيد و توقعهاي بيجا از خانمتان نداشته باشيد.
بچه داري ، شوهر داري، خانه داري كند ، وظيفه خانم اينست كه شوهر هنوز نيامده مهيا باشد، سفره را پهن كند تا شوهر مي رسد يك پذيرائي كاملي از او بكند. خوب اين وظيفه خانم است حالا يك روز آمدي و چاي آماده نبود آماد كن ، ديدي غذا پخته نشده بپز و بالاخره تقاضا دارم از يكديگر توقع بيجا نداشته باشيد تحميل بر يكديگر نكنيد به عنوان مثال ماشين شما دو تن بار حمل مي كند شما پنج تن در آن بگذاريد ممكن است دو فرسخ راه برود اما بالاخره مي ماند تحميل زن بر مرد يا مرد بر زن مثل اينستكه بخواهند به ماشين دو تني پنج تن بار بزنند، بالاخره مي ماند اعصابش كوبيده مي شود واي به حال آن خانمي كه اعصابش كوبيده شده ، واي به حال آن آقائي كه نشاط ندارد. به قول موسي بن جعفر(ع) نه دنيا دارد نه آخرت . پس يكي از ميوه هاي تلخ منيت تحميل زن و شوهر بر يكديگر و توقع بيجاي از يكديگر است.


انتقاد ناپذيري
يكي از شاخه هاي منيت عدم پذيرش انتقاد است و تقاضا دارم از خانمها به اين جمله توجه بيشتري داشته باشند كه اسلام غيبت ندارد اما انتقاد دارد. عيب گوئي پشت سر و جلوي رو به طور مسخره خير، ولي انتقاد سازنده بله . مثل آئينه عيب را نشان دهيد. امام صادق (ع) كه بي عيب و نقص است مي فرمايد:
احب اخواني الي من اهدي عيوبي الي[13]
انتقاد لازم است اما لازمتر انتقاد پذيري است كه در اين رابطه مشكل داريم يعني بعضي اوقات آقا نواقص خانمش را مي گويد اما لازم تر انتقاد پذيري است خانم بگويد چشم اما نه چشم زباني بلكه چشم عملي يعني فردا تغيير بدهد. يك آقا درخانه بد اخلاق است با بچه ها نمي سازد، فحش مي دهد وظيفه خانم اينستكه با تسلط بر اعصاب با احترام بگويد اين برخوردها بچه ها را عقده اي مي كند و بيچاره مي شوند اين انتقاد زن ، ولي لازمتر آقا بايد بگويد چشم يعني چشم عملي . ما بجاي انتقاد در خانه داد و فرياد مي كنيم، انتقاد پذيري هم توي خانه ما نيست مخصوصا از طرف زنها و اين بسيار خطرناك است خطرش همين است كه محبت زن را از دل شوهر مي برد، محبت شوهر را از دل زن مي برد. وقتيكه ده مرتبه مرد گفت و زن نپذيرفت ديگر نمي گويد . جوش مي خورد ، حرص مي خورد محبتش كم كم آب مي شود وقتي ده مرتبه خانم گفت و شوهر نپذيرفت ديگر نمي گويد اما حرصش را مي خورد آن حرص مثل آبي كه نمك را آب مي كند محبت را از بين مي برد.
 
1- رعايت نظافت و پاكيزگي
يكي از چيزهائي كه در اسلام خيلي بر آن تاكيد شده است مسئله نظافت است. يك انسان بايد در خانه اش نظيف باشد ، در كوچه و مجامع عمومي نظيف باشد، وقتي وارد اجتماع مي شود متزين و با نظافت باشد. گاهي مي بينيم يك افرادي مراعات اين نكته را نمي كنند مثلا مسواك نمي زنند، پاي آنها بوي عرق مي دهد بايد هر روز بشويد نمي شويد، جوراب او چركين است، بوي كثافت مي دهد ، بايد هر روز عوض كند نمي كند ، يقه كت او لباس او چركين است اهميت نمي دهد. اين به حسب ظاهر يك امر كوچكي است اما همين امر كوچك براي كوبيدن شخصيت خيلي بزرگ است يعني وقتي كسي ديد دهان شما بو مي دهد، جوراب شما بو مي دهد يك نفرتي نسبت به شما پيدا مي كند حتي بعضي اوقات در دل به شما لعنت مي كند كه چرا با اين حال به مسجد آمدي . چرا با اين حال در اجتماع آمدي. كسي يقه كتش چركين باشد و چركش نمايان باشد ممكن است براي او ساده باشد اما براي كوبيدن شخصيت او بسيار بزرگ است و يكي از مصيبتهاي بزرگي كه به نام حزب اللهي پيدا شده بي اعتنائي به كوچكهاي بزرگ است. يك وقتي در زمان طاغوت جوانها به نام هيپي گري و بيتل گري يك كارهاي زشتي انجام مي دادند و شخصيت اجتماعي خود را از بين مي بردند موي ژوليده ، لباس چركين ، حتي پاي برهنه يا كفش بسيار كثيف داشتند اينها را در انقلابمان هم مي بينيم. بعضي اوقات به نام حزب اللهي كفشهايش به اندازه اي كثيف است كه گردهاي روي آن نمايان است، يك كتي ، اوركتي پوشيده است، سرو رويش ژوليده مثل آن درويشهاي ژوليده بعد هم اسمش را مي گذارد حزب اللهي ، و اين حزب الشيطاني است نه حزب اللهي ، زيرا اگر حزب اللهي باشد الله مي فرمايد مرتب و منظم باشيد.
پيغمبر اكرم وقتي مي خواستند وارد اجتماع شوند حتما در آئينه نگاه مي كردند خيلي مرتب، منظم ، لباس بسيار تميز، از نظر قيمت ، لباس گرانقيمت نبود اين را اسلام اهميت نمي دهد اما از نظر نظافت بسيار اهميت مي دهد ، بعض اوقات خانم در خان ژوليده است . شوهر وارد خانه مي شود مي بيند اين زن به اندازه اي بي اعتنا به شوهر است حتي موهايش را شانه نكرده است تا چه رسد تزيين كند . اين ممكن است از نظر خانم مخصوصا اينكه بچه دارد. عروس دارد، داماد دارد، پسربزرگ دارد ساده تلقي شود اما براي سلب محبت ، بي اعتنائي شوهر به او ، آوردن هوو سر او امر بسيار بزرگي است. كوچك اما از جهتي بزرگ ، و اتفاقا ما همه و همه مخصوصا مقدسها به اين كوچكهاي بزرگ اعتنا نداريم، زنهاي مقدس با اين توجيه كه در مقابل بچه هاي بزرگ نمي شود اين كارها را كرد خود را منفور شوهر مي كنند يا مثلا آقا مسواك نمي زند آن مسواكي كه پيغمبراكرم(ص) مي فرمايد اگر كسي مسواك بزند و نماز بخواند نمازش هفتاد برابر است ، آن مسواكي كه پيغمبر اكرم(ص) مي فرمود اگر نمي ترسيدم كه مشقت داشته باشد واجب مي كردم يعني زمينه وجوب دارد بي اعتنا است دهانش بو بر مي دارد وقتي كنار همسرش مي خوابد دفعه اول، دفعه دوم، دفعه دهم صبر مي كند اما كم كم نق نق او بلند مي شود و اگر بلند نشود اين بوي دهان محبت را از دل زن مي برد و به عكس اگر دهان خانم بو بدهد هم ننگ عرفي و هم ننگ شرعي ، ننگ است كه يك مرد در منزل نظيف نباشد، در خانه بايد انسان نظيف باشد چنانچه در اجتماع بايد نظيف باشد و به اندازه اي اين نظافت اهميت دارد كه منسوب به پيغمبر(ص) است كه فرمود النظافه من الايمان.
اگر مسلمان را مي خواهي بشناسي ببين نظيف است يا نه اگر نظيف نيست اسلامش ناقص است و از نظر روانشناسها اين از همان كوچكهاي بزرگ است.
2- اظهار كردن دوستي
از جمله ما در روايات داريم كه اگر مسلماني را دوست داري به او بگو.[14] يا حتي در روايات مي خوانيم به خانمت اظهار كن من ترا دوست دارم. خانم به شوهرش بگويد من تو را دوست دارم.
پيغمبر اكرم(ص) فرمود: اگر مردي به زنش بگويد من ترا دوست دارم هيچگاه از قلبش بيرون نمي رود.[15]
اين گفتن به حسب ظاهر يك امر عادي است خيلي از شماها هم نمي گوئيد، با فرضي كه خانم شوهرش را دوست دارد يا شوهر خانمش را دوست دارد اما اينكه هر روز يا هر هفته يا لااقل ماهي يكمرتبه بگويد خانم من ترا دوست دارم بي اعتنا است، اصلا بعضي خانمها خجالت مي كشند اين جمله را بگويند. اين سلام عليكم و تعارفات براي همين است ، وقتي كه به يكديگر مي رسيد سلام كنيد با هم گرم بگيرند، احوالپرسي كنيد، اظهار ارادت كنيد زيرا اسلام مي خواهد در بين مسلمانها محبت باشد . اينكه مي بينيد اسلام براي رفت و آمد خويشان تاكيد كرده است ، قطع رحم را از گناهان بسيار بزرگ حساب كرده و نرفتن، تماس نگرفتن را مبغوض دانسته است براي اينستكه اين رفت و آمدها محبت را زياد مي كند. از زنها، مردها تقاضا دارم كه اظهار محبت كنيد.
يعني هر روز با تبسم ، با نشاط بگو خانم من ترا دوست دارم خانم با تبسم بگويد، با نشاط بگويد دنيا يك طرف تو هم يك طرف من تو را قبول دارم ولو دنيا را به من بدهند من تو را نمي دهم همه فداي تو. اين كوچك است اما از نظر جلب محبت بسيار بزرگ است. در روايات مي خوانيم كه زن قبل از ورود شوهر خود را تزيين كند لباسهائي كه شوهرش دوست دارد بپوشد سفره را پهن كند حتي بشقاب و قاشق و هر چه سرد نمي شود در سفره بگذارد بچه ها را تميز و ساكت كند، محيط را آرام كند مهيا باشد براي آمدن شوهر.
در روايات مي خوانيم وقتي شوهر در زد بچه پشت در نرود يعني در بازكن در را باز نكند، بچه در را باز نكند خودش در را باز كند، سلام كند تبسم كند، بگويد، بشنود، بخندد و او را به كنار سفره ببرد و اين غذا براي اين مرد و زن لذيذ باشد، ممكن است اين مسائل در نزده ما كوچك باشد، اصلا ممكن است خانمها اعتراض مي كنند اينها چي است زيرا مردها را پر توقع بار مي آورد بله اينها كوچك است اما براي بالابردن شخصيت، جلب محبت بسيار عالي است و يا اين برخوردها شوهر هرچه بد باشد اگر امروز خوب نشود فردا مي شود اگر اين ماه دست از بد اخلاقي خوب بر ندارد ماه ديگر بر مي دارد.
3- بردن هديه به خانه
در روايات مي خوانيم مرد وقتي مي خواهد وارد خانه شود يك هديه ولو كوچك تهيه كند . غم و غصه ها را در خارج از خانه بريزد وقتي خانم در را باز كرد، سلام كرد، سلام كن بلكه تو زودتر سلام كن، تبسم كن ، آن هديه را به او بده، اگر چيزي خريدي به او بده و يك خسته نباشي يك آفرين به خانمت بگو. وقتي نشستي سر سفره ، خورده و نخورده تشكر كن، ولو اينكه غذا مطلوب تو نباشد اما يك بارك الله يك آفرين به او بگو، اين ممكن است به حسب ظاهر ساده باشد اما كوچك بزرگ است و براي جلب محبت خيلي بزرگ است ، تمام خستگي ها ، بي نشاطي ها از دل زن بيرون مي رود. اينچنين نمي كنيم لذا خانه ها سرد است، وقتي محاسبه مي كنيم مي بينيم اين سردي را خانم به وجود آورده معلوم است وقتي كه آقا وارد خانه بشود و ببيند خانمش تزيين نكرده بلكه بايد اول كفاره بدهد بعد در صورت او نگاه كند وقتي كه خانم ببيند آقا وارد خانه شد و به اندازه اي عبوس و اخمو است كه نمي شود به او نگاه كرد معلوم است كه محبت هم كه داشته باشد با ماه اول، ماه دوم از بين خواهد رفت. معلوم است آقاي گرسنه وقتي بيايد داخل خانه قبلا هم گفته خانم! م نكه آمدم ناهار موجود باشد، روز اول ، ماه اول ، سال اول، سال دوم مي آيد و به انتظار غذا گرسته مي نشيند بعد هم يك غذاي سوخته به درد نخوري مقابل او مي گذارد و مي گويد آتش خاله ات است مي خواهي بخور مي خواهي نخور! معلوم است چه مي شود به جاي هديه كه مرد بايد براي خانمش ببرد، به جاي اينكه گلي به گل بدهد وقتي وارد خانه مي شود يك زخم زبان به زنش مي زند يك تندي، يك داد. اين كوچك است از نظر او اما از جهت اينكه محبتش را از دل ببرد بسيار بزرگ است و نظير اين كوچكهاي بزرگ زياد داريم.
اگر راستي استحكام محبت در خانه و خانواده مي خواهيد بايد اين كوچكهاي بزرگ را مراعات كنيد.
اطاعت و حرف شنوي زن از مرد يك امر طبيعي است و اگر زن از مرد اطاعت نكند، گوش شنوا نداشته باشد خلاف طبيعت عمل كرده است. شما مي دانيد هر اداره اي رئيسي لازم دارد. اگر يك اداره ولو هفت هشت نفر آنجا باشند اما رئيس نداشته باشد سر و سامان ندارد. خانه يك اداره نيست به قول روانشناسها يك مملكت كوچك است و مملكت بزرگ از اين مملكتهاي كوچك تشكيل مي شود، و اين مملكت كوچك ريئس لازم دارد. طبيعت مي گويد، فطرت خانم مي گويد رئيس خانه مرد است. مخصوصا اينكه نفقه خانم و مخارج خانه به عهده مرد است. از اين جهت قرآن شريف رياست خانه را به مرد مي‏دهد و به اين علت هم اشاره مي كند و مي فرمايد:
الرجال قوامون علي النساء بما فضل الله بعضهم علي بعض و بما انفقوا من اموالهم[16]
رياست خانه با مرد است براي اينكه مرد يك وجود تعلقي است و رياست حق اوست و براي اينكه مخارج خانه به عهده اوست. لذا اين آيه شريفه مطابق با طبيعت و فطرت مي گويد اهل خانه بايد از مرد خانه اطاعت كنند. زن بايد مطيع شوهر باشد، حرف شنو باشد، چنانچه بچه بايد حرف شنو نباشند نظير اداره اي است كه بعض آنها حرف شنو نباشند، خود سر باشند. اگر خانم از شوهر گوش شنوا نداشته باشد نظير اين نيست كه معاون اداره اي از رئيس آن اطاعت نكند، استبداد داشته باشد و خودسر باشد. معلوم است كه آن اداره نمي تواند كار كند و در هم برهم است و جز نزاع در آن اداره چيزي نيست. اگر خانم حرف شنو نباشد مصيبتها جلو مي آيد. اگر دختر و پسر در خانه از پدر حرف شنوي نداشته باشند مصيبتها جلو مي آيد. اگر اتحاد مي خواهند، اگر سر و سامان در خانه را مي خواهيد بايد از پدر اطاعت كنند و خانم هم بايد از شوهر اطاعت كند و صد در صد حرف شنو باشد و اين حق مرد است.حق ديگر مرد قضيه مباشرت است در اين باره نيز زن صد در صد بايد مطيع شوهرباشد. اگر زني از اينجهت مطيع شوهر نباشد همه فقها مي گويند اين زن ناشزه است و حق مسكن، پوشاك و خوراك بر شوهر ندارد. قرآن شديدتر صحبت كرده و روايات فراواني هم در اين باره وارد شده است. مثلا صاحب وسائل رضوان الله عليه نقل مي كند كه يك دختري به محضر پيغمبر (ص) رسيد و گفت يا رسول الله مي خواهم ازدواج كنم حق شوهر بر زن چيست؟ حضرت فرمودندكه حق اول اينكه بايد دزد خانه نباشي ، دست كج در خانه نباشي، دورو و متظاهر در خانه نباشي. اين دختر گفت: چشم، اين حق را مراعات مي كنم.فرمودند: حق دوم اينستكه درباره غريزه جنسي صد در صد متابعت از شوهر كني در هر حالي كه او بخواهد تو بايد مطيع او باشي . اينرا هم پذيرفت. فرمود: حق سوم اينستكه اگر نزاعي در خانه پيش آمد تو آشتي كني. مواظب باش نخوابي جز اينكه شوهرت از دست تو راضي باشد. مورد سوم بر اين زن سنگين آمد. از پيغمبر اكرم (ص) سوال كرد(( و ان كان ظالما )) ولو اينكه شوهر من ظالم باشد يعني تقصير او باشد كه با هم قهر كرديم، تقصير او باشد كه نزاع كرديم . حضرت فرمودند : بله ، ولو اينكه او ظالم باشد تو بايد آشتي كني.
براي اينكه زن وجود عاطفي است و وجودش به گونه اي است كه بايد تواضع كند و از اين جهت قرآن زن شايسته را آن مي داند كه دو صفت داشته باشد:
فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله[17]
زن شايسته آنستكه در مقابل شوهر متواضع باشد، زبان دراز نباشد ، سر به زير باشد و مواظب عفتش باشد چه در خلوت و چه آشكارا. اگر در مدرسه است يا در خيابان حجابش يكسان باشد. همانگونه كه در خيابان حجاب دارد در مدرسه هم داشته باشد. همينطوري كه پيش اجنبي ها دارد نزد نامحرمهاي اقوام هم حجابش را حفظ كند. نظير برادر شوهر ، عموي شوهر، دائي شوهر وامثال اينها و هنچنين كاسب محله ، رفتگر و غيره.
زن بايد مخصوصا نسبت به غريزه جنسي مطيع شوهر باشد، و آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد اينست كه مرد هم بايد چنين باشد يعني مرد هم از نظر حرف شنوي بايد حرف معاون خود را، حرف دبير خود را گوش دهد. خانه همانطوري كه رئيس دارد معاون هم دارد كه خانم است و همانطوري كه بايد معاون بايد از رئيس حرف شنوي داشته باشد رئيس هم بايد اينچنين باشد، حرف معاون را به حساب آورد، البته تصميم گيريها با مرد است اما بايد با زن مشورت كند، حرفها را در ميان بگذارد و اگر نظرش صحيح است بپذيرد.
روايتي از اميرالمومنين (ع) معروف است كه مردها آنرا بد معني مي كنند . آن روايت اينستكه مي فرمايد:
(( و شاورهن و خالفوهن)) مردها بر نفع خود مي گويند با زنان مشورت كنيد و با آنها مخالفت كنيد! يعني خيال مي كنند اميرالمومنين (ع) مي خواهد يك حرف بيهوده اي بزند، با زنت حرف بزن هرچه گفت خلافش را رفتار كن ولو حق باشد! خوب معلوم است كه معناي روايت اين نيست بلكه آنست كه گفتيم بايد با زن مشورت كرد زن را به حساب آورد و اگر حرفش حسابي است پذيرفت. مرد بايد گوش شنوا از خانمش داشته باشد، تصميم گيري از مرد است.
جمله اميرالمومنين (ع) با قرآن تفاوتي ندارد قرآن هم به پيغمبر (ص) مي فرمايد:
اي پيغمبر! با اصحابت مشورت كن ، مسلمانها را به حساب بياور، به شخصيت آنها احترام بگذار، اما تصميم گيري از آ، تواست : (( فاذا عزمت فتوكل علي الله))[18] اگر حرفشان حسابي است قبول مي كني والا عمل نمي كني اين قرآن است و روايت هم همين است روايت هم معنايش اينست كه آقا با خانمت مشورت كن ب او شخصيت بده ، او را در جريان امور قرار ده او معاون تواست او به منزله وزير مملكت است، وزير مملكت بايد در جريان باشد. خانم بايد در جريان كارهاي خانه و شوهرش باشد. بله اگر ديدي كه حرفش صحيح نيست تصميم نهائي از آن تواست. و شاوروهن و خالفوهن و به قول قرآن : ((فاذا عزمت فتوكل علي الله)).
حتي در روايتي پيغمبر اكرم (ص) مي فرمايد: با بچه هاي بزرگت مشورت كن و آنها را به حساب بياور مي فرمايد:
الولد سيد سبع سنين و عبد سبع سنين و وزير سبع سنين[19] تا هفت سال حرف بچه را بشنويم، تا آنجا كه مي شود نازش كنيم. در هفت سال دوم كار يادش دهيم و از او كار بكشيم، يك آدم فعالي از او بسازيم، يك دختر تنبلي ، يك پسر تنبلي بار نيايد. اما وقتي چهارده سال بالا رفت، جوان شد از اين جوان بايد استفاده فكري كنيم يعني در جريان كارها قرارش دهيم، و اين از نظر روانشناسها يك روايت عجيبي است يعني يك دنيا معني دارد. اگر بخواهيم بچه هاي ما در جامعه شخصيت داشته باشند بايد به آنها شخصيت بدهيم. پدر است كه به بچه شخصيت مي دهد، مادر است كه به دختر خانمش شخصيت مي دهد. با دختر چهارده پانزده ساله قلدري غلط است، خيلي غلط است. تحميل بر او غلط است قرآن مي فرمايد:
و اذ قال لقمان لابنه و هو يعظه يا بني لا تشرك بالله ان الشرك لظلم عظيم[20]
اين كلمه ((يا بني)) ، كلمه (( و هو يعظه)) به ما يك دنيا چيز مي فهماند. به ما مي فهماند كه آقا ! با پسرت اولا با مهرباني صحبت كن بگو عزيزم ، جانم . وقتي هم با او حرف مي زني قلدري را كنار بگذار با منطق با او حرف بزن بگو لا تشرك بالله ان الشرك لظلم عظيم با استدلال به او بگو در جريانش بگذار وقتي درجريانش گذاشتي به او شخصيت داده اي و آن مهرباني هم غريزه محبتش را سيراب مي كند. آن استدلالي هم كه برايش مي كني و بر او تحميل نمي كني آنهم آرامش مي كند و يك آدم با شخصيتي مي شود لذا روايات ما به ما مي گويد: با خانمت با بچه هايت رفيق باش آنها را به حساب بياور:
بعضي از مردها ـ كه اميدوارم در جلسه ما نباشند ـ خودشان، عقلشان چيزي نيست اما يك قلدر به تمام معني هستند. اصلا اين آقا چه مي كند؟ كارش چيست؟ مي خواهد چه كند؟ نه فقط بچه هايش نمي دانند خانمش هم نمي داند . اگر از خانمش بپرسند اين آقا چه كاره است نمي داند، اين آقا از كجا مي آورد نمي داند، اين آقا مخارجش چيست نمي داند. همين مقدار مي داند كه صبح مي رود شب هم كه مي آيد با قلدري با زن و بچه برخورد مي كند.
زن را بايد به حساب آورد زن وزير خانه است ، معاون رئيس است ، معني ندارد يك رئيس معاونش را به حساب نياورد و زن هم بايد مطيع شوهر باشد، بايد گوش شنوا داشته باشد و به قول عوام پشت چشمش پينه داشته باشد يعني هر چه شوهر مي گويد دست بگذارد روي چشم و قبول كند. اما نه فقط گفتن، عمل هم بكند تا بر دل شوهر حكومت پيدا كند. همينكه زن در مقابل شوهر بگويد چشم، محبت شوهر را تحريك مي كند و وقتي هم كه شوهر بگويد چشم ، محبت شوهر را تحريك مي كند و وقتي هم كه به آنچه شوهر گفته عمل كند به قرآن عمل كرده است براي اينكه قرآن مي فرمايد: زن شايسته آنستكه در مقابل شوهر متواضع باشد ((فالصالحات قانتات)) شوهر هم كه نبايد به خلاف شرع دستور دهد كه زن مجبور شود نپذيرد.
البته مرد هم وظيفه اي دارد و انجام آن حق طبيعي زن است. بايد خانمش را در جراين بگذارد، بچه هايش را در جريان بگذارد. آن روانشناس چه عالي گفته است كه انسان اگر بخواهد محيط خانه اش آرام باشد نزاعي درخانه نباشد وقتي مرد حقوقش را مي گيرد خانمش را ، بچه هايش را بخواند با هم بنشينند داخل و خرجشان را حساب كنند تا آنها هم در جريان باشند تا توقع بيجا نداشته باشند. حرف عالي است وقتي خانم نداند در آمد شما چه اندازه است اگر كم خرج كني گمان مي كند بخيل هستي و از همين جا نامهرباني شروع مي شود. وقتيكه شما يك آدم مستبدي باشي و اصلا خانم را به حساب نياوري نامهرباني از همينجا شروع مي شود. براي اينكه خانم شخصيت دارد ضربه به شخصيتش مي خورد. ضربه كه خورد اول بد اخلاق مي شود، نامهربان مي شود و بالاتر و خطرناكتر اينكه اگر خانم بي شخصيت شد به جاهاي باريك مي رسد. لذا از خانمها مخصوصا و از آقايان تقاضا دارم دخترهايتان را با شخصيت بار آوريد، توهين به دخترها نكنيد، توهين به پسرها نكنيد . توهين يعني كوبيدن و اگر شخصيت دختر كوبيده شود با يك حرف محبت آميز ممكن است برود. اگر شخصيت يك جوان كوبيده شود حاضر است دست به هر جنايتي بزند. بنابراين همان گونه كه اطاعت زن از مرد حق طبيعي مرد است حرف شنوي مرد از زن و در جريان گذاردن او حق طبيعي زن است. همچنين حق دوم او از نظر فقه اسلام يك امر مسلمي است كه زن از نظر غريزه جنسي بر شوهر حق دارد و اين حق بايد صد در صد عمل شود اگر مرد بتواند و سستي كند ظلم كرده است و حق او را ادا نكرده است. لذا در اين باره روايات زيادي داريم. آن دو حقي كه براي مرد هست همان دو حق براي زن هم هست.


خانه و حاكميت قانون
چيزي كه تقاضا دارم از همه مخصوصا آقايان كه اين تقاضاي مرا كه روزهاي آخر است بپذيرند اينستكه در خانه نمي شود قانون حكمفرما باشد زيرا خانه از هم پاشيده مي شود پس چه حكمفرما باشد؟ رفاقت، صداقت ، دلسوزي ، مهرباني . چه بايد درخانه حكمفرما باشد؟ اين شعر شاعر كه مي گويد:
من كيم؟ ليلي و ليلي كيست؟ من
هر دو يك روحيم اندر دو بدن
اگر قانون جلو آمد كار خراب مي شود . مثلا حق مرد اينست كه مي تواند به زنش بگويد از خانه بيرون نرو، زيرا اين حق اوست و زن بايد اجازه بگيرد و از خانه بيرون برود اين حقي است كه اسلام براي مرد قرار داده است حالا اگر مرد بخواهد صد در صد به قانون عمل كند زن بخواهد به خانه پدرش برود بگويد نخير نمي شود مي خواهد به خانه همسايه برود، نميشود. پس كجا برود؟ تو فقط بايد در خانه بماني و بيرون نروي خوب معلوم است اگر با يك زن اينگونه رفتار كني او هم خيلي كارها مي كند يك جمله اي در بين مردم مشهور است كه اگر زن عفت نداشته باشد اگر در شيشه اش كني و در شيشه را هم ببندي نم پس مي دهد. مگر مي شود با قانون جلوي زن را گرفت؟ با رفاقت، با اين درسهائي كه الان داريم خوب مي شود جلوي زن را گرفت لذا از اول ماه مبارك رمضان تا به حال بيش از پانصد تلفن يا نامه يا طومار براي من آمده كه شايد يك درصد آنها اعتراض آميز نيست، من پنج تلفن اعتراض آميز نداشتم. اما بيش از پانصد تلفن تشكر آميز داشتم معلوم مي شود آنچه مي تواند زن را صد در صد مطيع شوهر كند اين منبرها و بحثها است ، رفاقت است، صداقت است. اينكه خانم را به حساب آوريم، با مهرباني با او صحبت كنيم. لذا راستي يك مرد بخواهد با قانون رفتار كند، آن خانم هم بخواهد با قانون رفتار كند، آن خانم هم بخواهد با قانون رفتار كند، مي گويد اجرت بده تا بچه ات را شير دهم، اجرت بده تا كارخانه را انجام دهم، من حاضر نيستم تنهائي آن را انجام دهم يك كمك كار بگير تا كارخانه را انجام دهد، خودت انجام بده منهم انجام دهم. حالا اگر راستي يك خانم بخواهد اينطور باشد بگويد من كار نمي كنم تو فقط يك حق از من داري و آن حق زناشوئي است بنابراين تو كار كن من بخورم، معلوم است اين خانه زندان مي شود اگر خانم بخواهد با قانون رفتار كند شايد ده روز طول نكشد طلاقش بدهند آن آقا هم اگر بخواهد اينگونه رفتار كند ده روز طول نمي كشد كه داد و فرياد خانم بلند مي شود. نمي شود قانوني زندگي كرد ، قانون به قول قرآن شريف خوب است اما خشك است يك چيز ديگر مي خواهد و آن (( ان الله يامر بالعدل و الاحسان)) است ايندو بايد توام باشند. در حاليكه زن اطاعت از شوهر ميكند اما با رفاقت. اينكه زن را بسازند. به طوريكه صد در صد در خانه مهربان باشد، خشك برخورد نكند با قانون خشك ميسر نيست. من زياد سراغ دارم كه آقايان خشك برخورد مي كنند و به جاهاي بدي رسيده است . مثلا گوشه چادرش عقب رفت آقا فريادش بلند مي شود. اين فرياد زننده است دفعه اول ممكن است چيزي نگويد دفعه دوم هم نگويد اما يك وقت به اينجا مي رسد كه كم كم چادرش عقب مي رود، و به آنجا مي رسد كه حتي صورتش هم پيش نامحرم پيدا مي شود. پيش تو رو مي گيرد اما وقتي نباشي رو نمي گيرد واصلا چادر را عقب مي زند . اگر خشك برخورد كني اينطور مي شود. بعضي اوقات با زنش خشك برخورد مي كند كه حق نداري پيش برادرم حرف بزني يا سر سفره اي كه خويشان نزديك نشستند بنشيني. اين خشكيها به جاي باريك مي رسد. ما ديديم چه اختلافهائي پيش مي آيد. همچنين بعضي اوقات خانم خشك برخورد مي كند و وقتي با شوهر خشك برخورد كرد شوهر سرد است و معمولا مردها استبداد دارند و اگر اين استبداد گل كرد زن بيچاره مي شود.
تقاضا دارم محيط خانه شما محيط رفاقت باشد نه محيط اعمال قانون و تحميل. مثلا لباس، عفت و حجاب خانم خوب است اما شوهر سخت مي گيرد كه حق نداري بيرون بروي، منزل پدرت بروي. منزل پدر نروي يعني چه؟! مگر مي شود كسي منزل پدر نرود به فرض اينكه تو با پدر و مادر او بد باشي ولي زن نمي تواند پدر و مادرش را رها كند. رها كردن پدر و مادر يعني ايجاد عقده و بيچارگي براي تو و بچه ها. تازيانه را هر چه محكتر به سنگ بزني عكس العمل آن بيشتر است و بالاخره به طرف خودت برمي گردد اگر مرد با زن در خانه سختگيري كند به جاي بدي مي رسد يعني عكس العمل دارد. با همه اينها در حاليكه خانمها و آقايان بايد سختگيري نكنند، بايد خشك نباشند همينطور متوجه فرزندان خود باشند. بايد تربيت اولاد كنند. بايد مواظب دخترشان باشند كه كجا مي رود، دير نيايد، دوستش كيست، دوست او عفت دارد يا نه، نجيب و با شخصيت است يا نه، همچنين مواظب پسرشان باشند كجا مي رود، كي مي آيد، دوست او كيست. اينها همه مسلم، اما اگر بخواهند سخت بگيرند، با دختر وپسر جوان سخت گيري كنند عليه پدر و مادر قد علم مي كنند. چه بسيار مي بينيم كه بچه ها مي روند آنجا كه پدر و مادر نمي خواهند اما نمي توانند جلوگيري كنند وقتي ريشه يابي كنيم مي بينيم يكي از ايندو است كه يا تربيت نشده اند و يا اگر تربيت شده اند در تربيت آنها زياده روي شده است. اسلام مي گويد افراط غلط است چنانچه تفريط غلط است. امير المؤمنين عليه السلام فرمود:
لايري الجاهل الامفرطا او مفرطا
جاهل يا تند ميرود يا كند. آدمهاي بي شخصيت كه رفاقت مي كنند گاهي در رفاقت تندي و زياده روي مي كنند يك وقت هم قهر مي كنند و برخورد آنها آنقدر سرد مي شود كه چه تهمتها مي زنند. بعضي اوقات به بچه اش نمي رسد و گاهي هم كه مي رسد به اندازه اي خشك برخورد مي كند كه شخصيت بچه را مي كوبد.
تقاضاي ديگري كه از آقايان و خانمها دارم اينست كه مواظب باشيد از قانون سوء استفاده نكنيد كه از نظر اسلام صحيح نيست اين كار را تقلب در قانون مي گويند و من كتابي را در اين باره به نام تقلب در قانون تأليف كرده ام و اين تقلب در قانون را از قرآن و روايات استفاده كردم. يكي از سوء استفاده هائي كه از قانون مي كنند اينستكه ربا مي خورند اما كلاه شرعي بر آن مي گذارند بدينصورت كه من هزار تومان به تو قرض مي دهم و بعد يك كبريت را به مبلغ صد تومان به تو مي فروشم. يا ده هزارتومان به تو فرض مي دهم و بعد يك حب نبات را هزار تومان به تو مي فروشم. اين تقلب در قانون و حيله شيطاني است، گرچه آنرا حيله شرعي بناميم.
خدا رحمت كند موسس حوزه علميه قم مرحوم حاج شيخ عبدالكريم يزدي رضوان الله تعالي عليه را كه همه اين آوازه ها از اوست. ايشان فرموده بودند كه يك زني را سه طلاقه كردند بعد پشيمان شدند و قبل از اينكه مردم بفهمند آمدند نزد من كه فكري بكن، آبروي ما در خطر است ما اگر بخواهيم محلل براي اين زن قرار بدهيم آبروي هر دو مي رود. مرحوم حاج شيخ فرموده بودند يك خشك مقدسي كه صف اول جماعت من بود و ديدم آدم خوبي است گفنم يك استفاده اي به او برسانيم. گفتم يك نعمت خوبي برايت پيش آمد و آن اينستكه يك دختر جوان زيبا را يك شب با عقد دائمبه تو مي دهند ولي فردا طلاقش بده تا محلل باشي، يك پول حسابي هم به تو مي دهند. پولي به او داديم و زن برايش عقد كرديم. شب رفت حجله فردا صبح كه او را خواستم كه بيا زن را طلاق بده گفت زنم است طلاق نمي دهم. هر چه اصرار كرديم گفت زنم است طلاق نمي دهم. گفت: آقاي حاج شيخ! مگر زن من نيست؟ گفتم چرا. گفت نمي خواهم طلاقش دهم. هر چه اين طرف آن طرف زديم بالاخره طلاق نداد. مرحوم حاج شيخ فرمودند دختر دق كرد و مرد اما او را طلاق نداد. يك جمله اي از حاج شيخ مشهور است كه اين جمله خيلي عالي است روي منبر فرموده بودند : بعضيها عادلند اما از شمر هم بدترند.
اين مرد عادل است ، گناه نكرد است مي گويد نمي خواهم طلاق بدهم اما از شمر بدتر است براي اينكه از قانون سود استفاده مي كند و سوء استفاده از قانون بسيار خطرناك است. و متاسفانوه در مقدسين و به ويژه خانمها زياد است. مثلا خانم دانشگاه رفته و يا چهار تا اصطلاح علمي يا صرفي و نحوي ياد گرفته و غرور علمي پيدا كرده است. حالا اين خانم طلبه مي خواهد سوء استفاده از قانون كند كه من مي خواهم درس بخوانم تو حق نداري به من بگوئي كار كن من نمي خواهم كار كنم. خانم ! اين سوء استفاده همانست كه مرحوم حاج شيخ مي گويند تو خانم عادلي اما از شمر بدتري براي اينكه تو خانه ات را از هم مي پاشي امروز نپاشي فردا. آقا ! حزب اللهي هستي ، عادل اما از شمر بدتري براي اينكه سخت گيري در خانه مي كني و كم كم به جاي باريكي مي رسد. يك وقت زن نجيب را ، دختر نجيب را نانجيب مي كني.


توافق در خانه
بحث ما در باره توافق در خانه است بايد همه متذكر باشيم كه توافق اخلاقي صد در صد در خانه محال است . نمي شود توافق بين زن و شوهر يا عروس و مادر شوهر حتي دختر و مادر، پسر و پدر صد در صد باشد يك اختلاف سليقه هائي در ميان هست و خواه ناخواه يك اختلافاتي در خانه يك امر طبيعي است و اين عدم توافق صد در صد به اندازه اي است كه بعضي از فلاسفه بزرگ قائل شدند انسان نوع منحصر به فرد است مي گويد: انسانها از افراد يك نوع نيستند هر انساني يك نوع مستقل است. اختلافها سبب شده است كه انسان را نوع منحصر به فرد بدانند. حالا حرف اينها درست است يا نه اما حرف آن روانشناس عالي است. بايد همه درك كنيم كه اختلاف هست، اين درد وجود دارد و بايد درصد چاره باشيم چه كنيم كه توافق اخلاقي باشد؟ اگر بين زن و شوهر توافق اخلاقي هفتاد درصد باشد بسيار عالي است بايد خيلي شكر كنند كه ما نعمت بزرگي داريم، هميشه حمد خدا را به زبان بياورند الحمدالله رب العالمين كه هفتاد درصد توافق اخلاقي داريم. حتي به شما عزيزان عرض كنم اگر توافق اخلاقي پنجاه درصد هم باشد خوب است. اگر بين مادر شوهر و عروس پنجاه درصد توافق اخلاقي باشد بايد شكر خدا كنند. بين پسر و پدر ، بين پسر و مادر ، بين دختر و مادر هفتاد درصد توافق اخلاقي باشد بايد خيلي شكر خدا كنند كه توافق اخلاقي دارند اين دختر، اين پسر خيلي شكر كنند.
آنچه ما معمولا از آن غفلت داريم اينستكه توافق اخلاقي صد در صد محال است. بسياري از ما بلكه همه ما غفلت داريم كه اگر توافق اخلاقي هفتاد درصد باشد بسيار عالي است و نعمت بزرگي از طرف حق تبارك و تعالي نصيب ما شده است. آنچه مورد بحث ما است اينستكه اين سي يا پنجاه درصد اختلاف را چه بايد كرد؟
دو عامل مي تواند اين اختلاف را جبران كند. يكي را امروز و ديگري را فردا به خواست پروردگار عالم ولطف حضرت بقيه الله عجل الله تعالي فرجه الشريف عرض مي كنم.


آدابي چند كه بايد رعايت كرد
زن بايد بداند بهمان اندازه كه فرزندش را دوست دارد متوقع است پدر هم آنها را دوست بدارد و هر چه صداي ما در خانه به عنوان نوازش بلند شود مرد رغبت بيشتري براي ماندن در خانه خواهد داشت و بر عكس هر چه شمات و سرزنش و نق نق مادر بيشتر بنسبت به فرزندان بگوش پدر برسد خود بخود مايل به آمدن خانه نبوده و در نتيجه امكان دارد آشناياني پيدا كرده به قمار يا ترياك يا زنا يا الكل آلوده شود.
اگر زن صبح بعد از نماز نخوابد شوهر شرمنده مي شود حتي اگر شوهر هم صحبها خواب نمي كند چه بهتر كه زن براي تهيه غذا و آنچه مي تواند فرزندان را سير و مرتب كرده به مدرسه يا خارج بفرستد بپرداخته و اين بيشتر مرد را شرمنده ميكند كه مي خوانبد و همسرش در پي وسيله سازي رفاه و آسايش خانواده است.
هرگاه اولاد خانواده بيمار شد سطح انتظار پدر و مادر نسبت به يكديگر فوق العاده بالا مي رود همانگونه كه بارها مي شود پدر يا مادر بت مي كنند ولي به پزشك مراجعه نمي نمايند اما درباره فرزندشان اينطور نيست و دلسوزي بيشتري دارند و او را براي درمان مي برند و لذا زن بايد در دادن دارو و پرستاري فرزند همانند يك مراقب كامل عيار از خود فعاليت نشان دهد.
براي تلفن كردن زن بايد دقت بيشتري كند چون مرد همينكه صداي همسر خود را شنيد تصور مي كند آتشي يا آبي اتفاقي است كه به خانواده اش رسيده است لذا زن بايد همينكه يقين كرد شوهرش گوشي را برداشته كلمه اول را آنگونه بيان نمايد كه بفهمند خبر ناگواري در كار نيست و كلمه اول بدون شك جز سلام چيزي نيست و چه بهتر كه اين سلام با وضعي كه مسرت آور است ادا گردد. حتي اگر خبر ناگواري است بايد بهمين طريق رفتار كرد و سپس ملايم و تدريج آنرا گفت مثلا چيزي نيست ترشح آب جوش به بچه ريخته اما چند طاول زده و بچه خيلي مضطرب و ناآرام است.
همسر بايد مراقب باشد كه تظاهر به بدگوئي از دوستان صميمي شوهرش ننمايد و بدون آنكه تهمت يا غيبتي در كار باشد از مخالفان شوهرش دوري و تنفر خود را ابراز دارد مثلا شوهرش با رئيس اداره برق بد است به بچه ها بگويد هر چراغي كه لازمش نداريد فوري خاموش كنيد من نمي خواهم برقي كه فلاني رئيس اداره اش است در خانه ام حتي يك لحظه هم هست دير خاموش شود.
مرد فاعل است و ضارب و تصرف كننده لذا زن اگر بگويد خوشا بحال سال اول عروسي و يا در حجله چون فاتح مرد است خوشش نمي آيد همانگونه كه مرد هم دوست ندارد مفعول و مضروب و تصرف شده را كه هم اكنون جزئي از خودش و لباس او و او نيز لباس زن شده از افتخارات خود بداند و كمتر ياد از حجله و ماه عسل مي كند و لذا زن بهتر است در اين مورد اگر مطلبي دارد كوتاه و بمورد بيان نمايد و در غير اينصورت يادش پيش كشيده نشود بهتر است.
اگر زن كارهائي را كه بايد در انحصار مردان بماند از خود نشان مي دهد مانند چاقوكشي يا تمرين جودو و كاراته و ... شوهر آن لذت را كه بايد و شايد در آميزش همسر نميبرد و همينطور اگر مرد به كارهاي در انحصار زنان رغبت كند زن حتي براي تمكين يك حالت سرباز زدگي از خود نشان مي دهد مثلا شوخي كند و اصرار و تكرار كه كودك را بسينه بچسباند و به او بگويد شير بخور شير بخور و امثال آن حتي كارهاي زنانگي كمتر و پائين تر.
زن بايد سعي كند در خانه سر برهنه نباشد كه اين وقار او را افزايش دهنده است. حتي در برابر شوهرش جز زماني كه خلوت مي نمايند يا همه براي دور هم نشستن لباسهاي اضافي را بيرون آورده اند مي تواند تاسي نمايد و در كنار شوهر و فرزندش سرش برهنه باشد اما حق ندارد كثيف و ژوليده مو باشد كه نبي خاتم فرمودند ان الله تبارك و تعالي يبغض الوسخ و الشعت و خداي بزرگ آنها را دوست ندارد و آنچه اهميت دارد آنكه زن كاملا در برابر فرزندانش عريان نشود و حتي براي شستشو و آب تني نبايد در برابر شوهرش خم شود آنچنانكه مدخلهاي تناسلي وضع خاص زننده اي را نشان دهند.
هنگام غذا خوردن كه اغلب مادر به پرداخت سهيمه فرزندان مي پردازد بايد از كوچك شروع كرده به بزرگتر برسد و در جلد دوم نظر اسلام را در اين باره آوردم كه حتي بايد اگر مباشري يا كارگزار و كارگري هست او را مقدم بر هم داشت و ...
بهتراست براي هر فرزند كمدي جدا داشته باشند و يك طبقه لباس و طبقه ديگر كتاب و ديگر متفرقه باشد.
زنها اصولا دوست دارند در شهري باشند كه پدر و مادرشان هست و مردهاي كارمند بسيارند كه هر روزي در شهري دگرند زن بايد خود را غريب حساب نكند كه هر شهري و دياري نوعي آموزندگي داشته رشد مي دهد و نبايد شوهر را از اين بابت كه به غربتش آورده شكنجه دهد يا سرزنش نمايد.
در آنجا كه از زن داري بحث كرده ام مردان را نيز سفارش كرده ام كه تحمل داشته باشند اما مواردي است كه مرد نمي تواند تحمل داشته باشد كه در راس همه مشاده بي عفتي زن است كه اگر تحمل كند بي غيرتي كرده كه شرحي در اين باره داده ام و در رديفهاي بعد اقدامي است كه بزبان يا دست و اعضاء مي تواند زن براي جلوگيري از ترقي معنوي يا مادي مرد بنمايد مثلا اهل مطالعه است مانعش شود يادكانداري است كه فروش اول صبح دارد خانم بخوابند و شوهر ناشتا برود و از اين قبيل امور كه مرد را بگمان مياندازد همسرش مانع ترقي اوست و لذا تحمل نمي كند و اين از جمله مواردي است كه حتي شوهران در خارج خانه از همسر خود كه زندگي كن نيست گلايه مي نمايند.
تحمل نكردن مرد در اين مورد از لحاظ روان رفتاري نيز ناشناخته نيست زيرا همسر درك نكرده است كه هرچه شوهرش در مدارج ترقي و تعالي بالاتر باشد براي او نيز افتخار وامتيازي است و متاسفانه اين نوعي حماقت كردن است كه تحمل را تاب مي كند بر عكس اين نيز درست است و شوهري كه متوجه شود همسرش او را براي رسيدن به درجات بالاتر همراهي و تشويق مي كند همه جا از او اظهار رضايت مينمايد واين از عجائب است زيرا مردان قريب باتفاق بدون آنكه پرسيده شوند اظهار رضايت از همسرشان نمي كنند بلكه اغلب نه خيري ميگويند نه شري واگر پرسيده شوند جواب فيما بين ميدهند يا الحمدالله رب العالمين مي گويند و عده اي نيز با ايمان و اشاره اظهار عدم رضايت مي نمايند اما در مواردي چند هست كه شوهر بمحض آنكه را مساعد ديد از همسر شريف و تجديد خواهد كرد و از جمله موارد مذكور است:
خانمي است كه شوهري دارد معلم ، معلم رياضيات شب مطالعه مي كند كه فردا بتواند بخوبي درس بدهد همسرش عادت بخوابيدن دارد اما به شوهر ميگويد براي آنكه شما چرتتان نزند من هم خياطي مي كنم يا دكمه اي مي دوزم و در ضمن بلند مي شود يكي دو كتاب رياضي ديگر را كه شبهاي قبل نيز مطالعه كرده آورده كنارش مي گذارد ليوان آبي وسيله گرم كردن يا خنك شدن را مرتب مي كند و بهر صورت بشوهر مي فهماند كه دوست دارد فردا شوهرش در برابر دانشجويان سرفراز باشد يا شوهرش دكاندار است او را صبح زود صدا كرده و همه چيزش آماده است به شوهر ميگويد عزيزم چه خوب مي كني صبح زود به دكان مي روي و شروع مي كند به رواياتي را ذكر كردن كه در فضيلت صبح زود بسر كار رفتن پيشوايان اسلام فرموده‏اند.
بر عكس شوهر مي خواهد مطالعه كند شوهري كه بايد فردا جواب دانشجويان را بدهد زن نمي گذارد با سر و صدا كردن يا نامرتب بودن زندگيش و فردا شوهر احساس شرمندگي مي كند و باعث و باني را زن تلقي مي كند و آنچنان بي مهري همسر تا مغز استخوانش نفوذ مي كند كه تحمل او را از بين مي برد و همينطور سرگرمي هاي سالمي كه مرد را پاي بند خانه مي كند مانند درست كردن كتابخانه ، گلخانه، كلكسيون و ... كه زن بايد از مرد مراقبت نمايد كه آمدن به خانه را مقدم بدارد.
از جمله مراقبت هائي كه زن بايد بنمايد پرهيز از تمامي و غيبت است زيرا خواه و ناخواه هركس باشد كه مرتب از كسي بدگوئي كند يا سخن چيني نمايد آنچنان به ذهن طرف جا افتاده مي شود كه ميگويد لابد از ماهم به ديگران بد خواهد گفت و در حقيقت راست مي گويد زيرا كسي كه غيبت ديگران را نزد تو مي كند مطمئن باش از تو نزد ديگران خواهد گفت صرفنظر از اينكه بدگوئي از اشخاص نزد شوهر سبب بدبيني شوهر از آنها شده و در نتيجه نفراتي از دوستان را از دست داده يا صفا و صميمت اجتماعي وي از دست خواهد رفت زن نيز مقام خود را از دست خواهد داد.
زنها ممكن است بيكديگر مي رسند در غيبت كردن و نمامي داد سخن بدهند و چه بسا از شوهران خود بدگوئي و عيبجوئي نمايند يكي بديگري بگويد چرا همسري اين مرد را پذيرفته اي و بالاخره آتش اختلاف را بدين وسيله در خانواده اي بر افزود و بدتر از آن زنهائي هستند كه با شوهر مصاحب خود گرم مي گيرند و خنده و لبخند ميزنند و همسر وي را نسبت به شوهرش بدبين ساخته و آتش افروزي مي نمايند راه چاره براي چنين زنها اينست كه فقط بطرف بگويند تو هر چه از شوهرم و بدبگوئي نمي دانم چه ميشود كه او را دوست تر دارم و بدينوسيله سرپوشي بر عادت كثيف نفساني وي گذاشته خواهد شد و چه بهتر كه با چنين افرادي قطع رابطه شود.
 
قهر افراد در خانه
زن بايد هنگام بيماري شوهرش به خوبي از او پرستاري كند اگر با درد و تب به اداره رفته تلفني بكند اگر در خانه بستري است بفواصل بگويد انشاء الله بهتري و از غذا و دوايش مراقبت نمايد و اگر بگويد اي شوهر براي درمانت يا جراحي ات مهرم را حاضرم بدهم فوق العاده موثر است.
آيه شريفه الرجال قوامون علي النساء و حديث نبوي كه فرمودند زن خوب به حرف شوهرش گوش داده مطابق دستوراتش عمل مي نمايد(بحار 103-235) و آيات و روايات ديگر همه و همه مي رساند كه در تقسيم و تمشيت امور بايد خانواده سرپرستي پدر را بپذيرند اما خانه هم مركز فرماندهي زن باشد يعني مرد بايد سرپرست و زن كدبانو باشد زني از نبي خاتم شرح وظائف زن نسبت به شوهر پرسيد فرمودند بايد از او اطاعت كند و از فرمانش تخلف ننمايد ( بحار 103-248) و فرمودند بدترين زنها زن لجباز و يك دنده است ( مستدرك 2-532) و زني نازا و كثيف و لجباز و نافرمان (شافي 2-129) از اينقرار اگر مرد در كارهاي خانه داري نيز دخالت كرد بايد زن تظاهر بفرمانبرداري كند يا مودبانه بمرد بفهماند كه وضع آنچنان است كه زن مي‏گويد.
بعضي از زنها براي انتقام گيري از مرد روشهائي دارند قهر مي كنند، صورت مي شوند، غذا نمي خورند، دائم غرو غرو لند و لند مي نمايند، در كوچه و بازار اگر بشوهر رسيدند رو مي گيرند يعني چادر را بصورت مي اندازند و حتي رو بدكان يا ديوار مي ايستند تا شوهر رد شود.
روش مذكور عامل زيادت طلبي دارد و همانند مواد مخدر روز افزون ميشود قهر كردن و غر جزو برنامه زندگي در مي آيد و چند ضرر بزرگ و مهلك بخانواده وارد مي سازد كه تنها به پدر و مادر صدمه و زيان نمي رساند بلكه فرزندان چنين خاندان نيز يا از اين محيط خسته كننده فراري و بدامها مي افتند يا بطرفداري يكي از والدين در آمده و با ديگري از برادران كه طرفداري نمي كند يا جانبداري از ديگري مي نمايد خصمانه شده تا پايان عمر در اختلاف بسر خواهند برد و زيان ديگر فراري بودن فرزندان از ازدواج است چه دختر و چه پسر، دختري كه مادرش را مظلوم ديده و پدر را ظالم يا برعكس و پسري كه مادرش را ظالم تصور كرده و پدر را مظلوم و بر عكس و از جمله برنامه هاي خطرناك زندگي همين قهر كردن است كه بايد از همان دفعات اول بلكه دفعه اول آنرا با مقراض ايمان از بيخ و بن چيد و بر انداخت. مادر قهر مي كند بخانه پدرش مي رود يا پدر قهر مي كند بخانه مادرش سرازير مي شود و در نتيجه بين دو فاميل كه احتمالا ظالم را پناه داده اند يا يكي را بعنوان مظلوم شناخته اند و مراقبت مي نمايند دعواي خاموش ناشدني رو مي دهد.
قهر كردن و غرغر زدن تباه كننده عجيبي است پسر و دختر در اين خانه كه خود مدرسه اي است تربيت مي شوند ازدواج مي كنند با خانواده اي كه اصلا قهر و غرغر برايشان مفهومي ندارد يا آنكه در آنجا نيز قهر و غرغر جزوپراگرام زندگيست كه اگر دختر يا پسر عامل ناشناختهاي نزد ديگري ببرند سياه بختي است و اگر هر دو بلد باشند كه قهر و غرغر نيز ار ذاتيات است خاندان عصمت و طهارتي آنچنان تشكيل مي دهند كه نه همسايه ها راحتند و نه دو فاميل و بزبان ديگر هميشه دوستان غمگين اند و دشمنان شاد.
قهر و غرغر كردن اگر از طرف دختري باشد كه در فاميل ياد گرفته شوهرش را هرچه زودتر به ياد تجديد فراش مي اندازد آخر آمده براي عيش و عشرت و عروسي نه براي قهر و غرغر و لند و لند و بادفروشي و اگر از طرف پسر اعمال شود دختري تحويل دهنده نسل ضايع و فاسد خواهد شد كه قبلا شرح چگونگي آنرا داده ام و در هر صورت بيشترين زيان به فرزندان خواهد رسيد همانگونه كه حضرت صادق در جواب مردي كه پرسيد چرا اين فرزند ناقص بدنيا آمد و گناه او چيست؟ فرمود اين را دست پدران و مادرانش قبلا براي او تهيه ديده است.
زن و شوهر بايد در گلايه و شكايت كردن از يكديگر جاي خلوت بر گزينند و مودبانه بگوئيد چرا كم لطفي كردي و چرا چنين و چنان و هركس هواي نفس را بخاطر خدا دور سازد تقربي جانانه بدست آورده است و نبي خاتم فرمودند هرگاه دو نفر مسلمان با هم قهر كنند و تا سه روز طول بكشد از اسلام خارج خواهد شد و در بينششان ولايتي باقي نخواهد ماند پس هر كدام از آنها كه در صلح و آشتي كردن جلو افتد در روز قيامت زودتر به بهشت خواهد رفت(بحار 75-186) و يا از آنحضرت است هر زنيكه در برابر بداخلاقي هاي شوهر بردباري كند خدا ثواب آسيه دختر مزاحم را بوي عطا خواهد فرمود(بحار103-247) و براي مردي كه با صد جور اخلاق و رفتار سركله زده و با مشتريها و روسا و كاركنان چك و چونه و توبيخ و تشويق كرده و شده است لاجرم با اعصابي كوفته و خسته و خرد شده وارد منزل مي شود متوقع است كه عصبانيت او را درك كنند و اگر صدائي كرد و دادي كشيد به او حق بدهند كه خسته و عصباني است و همينكه دانست خانواده اش از خستگي او با جواب ندادن قدرداني مي كنند بلافاصله عذر خواهي كرده محبتش بيشتر و بيشتر مي گردد و در غير اينصورت مرد خسته عصباني وارد مي شود فرياد مي زند زن صدا بلندتر مي كند و مرد بلند وزن بلندتر و كار بجاي بدتري مي كشد و زن و مرد بايد بدانند موقعيت هائي دست مي دهد كه آدمي مي تواند با استفاده از آن مواقع تقرب حاصل كند و يكي از آن موارد همين است و نبي خاتم فرمودند بهترين زنان شما زني است كه هرگاه شوهرش را خشمناك ديد بگويد در برابر خواسته هاي تو تسليم هستم و تا از من راضي نشوي چشمم خواب نخواهد رفت(بحار103-239) كميت خانه ناچيز است و كيفيت آن همه چيز مرد وزني كه اگر يك دكمه اي بلباسشان از حرام باشد نمي توانند نماز بخوانند و روز جزا از آن دكمه پرسيده مي شوند حق دارند اگر طلبكار نيز دارند خانه مسكوني خود را كه درشان آنهاست از دست ندهند و در ملكيت خودشان باقي بماند و وجه طلبكار را نيز اگر توانستند از راهي ديگر بدهند و در غير اينصورت خانه بفروش نرود براي دادن بدهي و كسي بدون اجازه نمي تواند وارد خانه كسي شود از هر مقامي خواهد بود جز با اجازه كسي كه از طرف شرع معين مي شود و كيفيت خانه وقتي شناخته مي شود كه مرد خسته و كوفته و وامانده فرصتش نيست كه كارش تمام شود و بطرف خانه سرازير گردد گويا وارد يك قرص مسكن و يك كبسول آرامش دهنده مي شود و اي بيچاره شوهراني كه نه در غربت دلش شاد و نه روئي در وطن دارد و همينكه ساعت آخر كارش و اداره اش مي رسد و بياد خانه مي افتد گويا مي خواهد از چاله در آيد و بچاه افتد و هميشه سعي مي كند فراري باشد و گوشه اي پيدا كند و اگر طول كشيد گوشه خانه زني ديگر كه ساعتي به او آرامش و پناه دهد خانه حكم مادر را براي مرد خانه دارد كه هر مادري بچه اش را نوازش كند بطرف مادر مي آيد و هر دو با آغوش مادر مي افتند مرد خانه از گردش و تفريح خسته مي شود بايد دلش هواي خانه كند . از كار و كشمكشها خسته مي شود بايد دلش هواي خانه كند و خانه اي كه مرد از آن فراري باشد چون زن پدر است نه چون مادر.
اگر طالب هستيد كه به اهميت كيفيتي خانه واقف شويد قرآن را مطالعه فرمائيد مگر نه اينست كه علم شناخت و معلومات است آن هم آنچه از خواص و معلومات موادي است كه بيكي از حواس در مي آيد و مگر نه آن است كه باب علم و محل ورود به آن شهر علم بس مهم است و عظمت دارد و مگر جامعه كم اهميت دارد يا يك فرد انسان با عظمت نيست اما قرآن براي اصلاح فرد و جامعه يعني براي اصلاح آن نقطه شروع جامعه كه يكفرد است تا همه جامعه كه كليه افراد بشر باشد باب ورود به آن شهر علم را خانه ميداند و اصلاح را مي فرمايد بايد از آنجا شروع كرد( يا ايها الذين امنوا قوا انفسكم و اهليكم نارا...) و خانه و اهل بيت را باب جامعه معرفي فرموده و راهي كه بتوان از آنجا براي اصلاح وارد شد پس خانه عظمت و ارزش فوق العاده كيفيتي دارد و بهمان نسبت كه كتابخانه و كتابداري اهميت دارد خانه داري نيز در برابر خانه همين ارزش سطح والا و بالا را دارد و لذا يك زن خانه دار اندازه برتر از يك زن ماشين اداره است كه خانه ارزش دارد...
جائيكه بسيار خوشم مي آيد اينجاست زيرا زنان تحصيلكرده اي كه خانه داري مي كنند بهتر درك مي كنند چه مي گويم و از آن افتخاري كه بهره اشان شده چه جملات ميخواهيم بياورم و نمي توانم زيرا داشتن معلومات مسئوليتها را بهمان اندازه سنگين مي كند كه يك خانم خانه دار كه اگر لوازم و اثاث كمتري هم دارد بسيار مرتب و منظم و نظيف و با روح و صفاست و خانه پر اسباب فلان سرمايه دار كه اگر بخواهي ميزش را صدا كني بايد هزاران لوازم و چرخ و چنبر را زير و رو كني تا آنرا بيابي يعني بايد ميز را از زير پارچه ها و روزنامه ها و لباسها و ... بيرون آوريد.
يك ماشين نويس يك مديره اداره يك وزيره كشور هنري جز بهتر انگشت زدن با امضاء كردن يا در يك بعد زندگي خود را نشان دادن ندارند اما يك دختر يك عروس يك زن يك همسر مي تواند با خانه داري هنرنمائيها كند و معلم تربيت و اخلاق باشد. ممكن است كار شوهر نيز در خانه باشد چون نويسندگي با شاعري يا نقاشي يا مطالعه.
بالاخره اگر شوهر هم كارش در منزل باشد بايد زن به ارزش كار مرد بنگرد و در اينصورت است كه بايد جهاد كند چون مرد مذكور محيط آرامي مي خواهد و طالب آرامش است و زن كدبانو ظرفشوئي بچه داري و بالاخره سرو صدائي دارد اما بايد ارزش كار شوهرش را منظور بدارد تلفن زنگ زد جواب بدهد و اگر شوهر مشغول است و فوريت ندارد بگويد لطفا ساعتي ديگر تلفن بفرمائي با كفش بي صدا راه برود. بچه ها را سفارش كند و بهر صورت كار مي كند كه هرچه آبروي مردش باشد آبروي اوست دست بكاغذ و كتابهاي مرد نزند فقط بگويد شوهر عزيز اگر كتابي بود كه خواندنش را بر من لازم دانستي جدا بگذار اگر فرصتي شد و بچه ها گذاشتند مطالعه اي بكنم.
زن نبايد از مرد بپرسد امروز كجا خواهي رفت اما مي تواند بپرسد امروز چه خواهي خورد رفت و آمد هاي مرد را نبايد كنترل كند بلكه مي تواند قبلا به شوهر بگويد اگر دوست داري به ما بگو كجا ميروي تا اگر حد خداي ناكرده پيش آمدي كرد دست بچه سوخت زنبور زدگي بود يا كسي بشما كار لازمي داشت تلفن بزنم يا آدرس بدهم اگر شوهر نگفت كجا مي روم و دو سه شب دير آمد بررسي و سوال لازم نيست و اگر بيش از اين تكرار شد بايد آنگونه كه مرد را ناراحت نكند تحقيق كرد اول بايد با نرمي به او بگويد دو سه شب است دلبند مي شوم خدانكرده گرفتاري پيش نيامده باشد اگر مرد حقيقت را نگفت و بي اعتنا گذشت زن مي تواند با برادر يا پدر خود موضوع را در ميان بگذارد و سفارش كند اگر شوهرش در اداره ميماند يا كاري اضافي انجام ميدهد چيزي متوجه نشود و اگر سر به عرق فروشي يا كاباره و قمارخانه در آورده بايد زن خود را كنار بكشد و چيزي نگويد تا اطرافيانش عاقلانه و با مشورت با روحاني محل و عقلاي معتمد كار را به انجام برساند فقط اگر مرد وسائل ترياك كشي يا عرق خوري را خواست در خانه خود علم كند و دوستان را دعوت نمايد چون رسول خاتم فرمودند حتي كوچكترين كمك به آنها حرام است زن بايد با ادب و نرمي بشوهر بگويد شركت من در كار عرق خوري يا ترياك كشي و استعمال مواد مخدر چون همانند شركت در استعمال آنها و حرام است از ترس مجازات الهي نميتوانم كمكي بنمايم اما اگر جلسات ديني و علمي بود و مرد شركت كرده و اينك نوبت اوست همسرش بايد او را تشويق كند و در مهمانداري و ميزباني كمك نمايد و وسائل پذيرائي فراهم آورد.
يك فرمول بزرگ زندگي توجه زن به آمدن و نيامدن شوهرش بخانه است بايد دقت كند كه چرا شوهرش از خانه ميگريزد و محل امن و آسايش را دوست ندارد و از زن و فرزند گريزان است سه عامل مي تواند دخالت داشته باشد وضع خانه وضع زن مرد كه دو قسمت اول بكلي ـ ريد اختيار و انتخاب زن است.
زن بايد خود را نظيف و به آرايش بدارد متبسم باشد از غرغر و قهر دوري كند به لباس خود و بچه هايش برسد در تهيه غذا مراقبت نمايد اما خانه بايد نظيف باشد رسول الله فرمودند اسالم بر نظافت پايه گذاري شده است (محجه البيضاء 1-166) و فرمودند اسلام نظيف است شما هم كوشش كنيد نظيف باشيد زيرا فقط پاكيزگان داخل بهشت مي شوند(مجمع الرواشد 5-132) و قرآن مي فرمايد خدا كساني را دوست ميدارد كه نظافت باطن و ظاهر دارند(ان الله يحت التوابين و يحب المتطهرين) هر روز جارو كنيد گرد گيري نمائيد جائي كثيف شد تميز تمائيد خاكروبه كناري بريزيد زيادي اغذيه كناري بريزيد خوراكيها را نزديك دستشويه نريزيد بويژه اگر دستشويه در كنار يا در اطاق كنار مستراح است زيرا هر جا كثيف است محل رشد ميكرب است و محل تجمع مگسها و پشه ها و اينها با دست و پاي خود بر مستراح و خاكروبه ها نشسته و آنها را به محلهاي دور و نزديك ميبرند گردگيريهاي اطاقها و تار عنكبوت را فراموش نفرمائيد اينها همه دستورات ديني است و در جلد اول و دوم همه را آورده ام حتما مراجعه فرمائيد خاكروبه و اشغال را در ظروف سر بسته يا پوشيده اي براي حمل بريزيد آنها را در كوچه و كنار خيابان نريزيد آنجا هم پشه و مگس جمع ميشود و از هر صدتائي حتما يكي بشما هم مراجعه اي دارند و مزاحمند و خدمت ميرسند اطاق شما خانه شما حياط شما كوچه شما خيابان شما شهر شما همه از شماست و نظافتش در سلامتي شما اثر دارد كهنه بچه راتميز بشوئيد يا از كهنه هاي تعويض شونده استفاده نمائيد و فورا آنها را در ظرف سربسته بيندازيد هر جاي خانه كثيف و چرب و چركين شد فوري با آب بشوئيد ظروف را فوري پس از پايان تغذيه بشوئيد كه اگر روي هم بگذاريد ميكربها رشد كرده به ضرر شماست با آب راكد آنها رانشوئيد و اگر شستيد سر آخر با آب جاري بشوئيد نگذاريد كوچكترين فضولاتي نزديك آشپزخانه يا يخچالتان ديده شود طرف اشغال دان هم از محل مزبور دور باشد لباسهاي خود و بچه هايتان را تميز نگهداريد و بهداشتي باشد و جلد هيجدهم را براي انتخاب رنگ و نوع و تعداد و جنس بخوانيد هرچه داريد كه بايد خورده شود بشوئيد و شسته در يخچال بگذاريد ميوه ها سم پاشي مي شود بشوئيد و رواياتي كه درباره همه هست آورده ام بخوانيد قبل از غذا خوردن دستها را بشوئيد با وضو باشيد مسواك زدن و صابون زدن و ناخن گرفتن همه را مفصلا شرح داده ام رعايت كنيد كه نبي خاتم فرمودند آدم كثيف بد بنده اي است (شافي 1-208) اسباب منزل را مرتب كنيد كه كارخانه داري را آسان ميكند از خريد اشياء لوكس و عتقه جات بپرهيزيد زيرا اينها پولهاي حبس شده اي است كه بايد در دست كشاورزان و كارگران در چرخش باشند هر ظرف و اسبابي كه مرتب مورد احتياج است دم دست باشد و بقيه را بر حسب ضرورت كنار بگذاريد قاشق و چنگال و چاقو جاي جدا داشته باشد جاي لباسها مرتب باشد براي هر فرد جاي مشخص و معلوم جاي لباسهاي كثيف جدا از محل لباسهاي تميز باشد هواكش اطاق لباسهاي كثيف هوا را از خارج وارد كند نه از داخل بخارج ببرد رختخواب هاي مورد نياز دم دست باشد و بقيه در كناري و تختخواب نيست اشكالي ندارد تختخواب بايد سفت باشد نه فنردار كه ستون فقرات را آزار ميدهد پول و اوراق بهادار جاي مخصوص و محكمي داشته باشد اطاقها سعي شود كمتر رف و طاقچه داشته باشد كه محل تجمع ميكرب و گرد و غبار است و همه را در جلد دوم آورده و در جلد بهداشت محيط خواهم آورد .
چيزهاي خطرناك چون نفت و بنزين كه اگر داغ شود و نزديك آتش باشد خطر دارد جاي خنك باشد و جاي دور از بچه ، داروها در دسترس نباشد.


آيا زن واقعا بدوستي و سرپرستي مرد نيازمند است؟
دنياي ما دنياي نيازهاست بند و شما اگر بعلت نياز و حوائج زندگي روزمره نباشد اينهمه رنج كاركردن و فعاليت زياده از حد و گفت و شنيد را نخواهيم داشت. مبارزه زندگي خود بصورت نيازهاي مادي يا معنوي هر يك از ما براهي ميبرد و بكسب مال يا علم و دانش ميگمارد و دنياي واقعي را پي ريزي مي كند.
چنين فرض كنيد مرد يا زني را در سني كه خودش مي پسندد در باغ بهشت ببرند و آنچه نعمت خداداد است مفت و بي درد سر در اختيارش گذارند تصور ميكند بيش از يكهفته دوام بياورد؟ مسلما خير: خيلي زودتر از يكهفته آرزوي جفت و مصاحب ميكند و در تحصيل آن از هرگونه كوشش دريغ ندارد.
آري يكي از غرائز بسيار پر ارزش آدمي غريزه اجتماعي اوست و بشر در سايه وجود همين غريزه زندگي شهرنشيني را تشكيل داده و خود را پاي بند قوانين آن ساخته است و آنروز كه ما خود را از ديدار يكديگر بي نياز حس كنيم اجبارا هريك بغاري پناه خواهيم برد و زندگي شيرين اجتماعي امروز را وداع خواهيم گفت.
يقين دارم تا اينجا خوانندگان كرامي همه با من هم عقيده هستند و وجود و ديدار دوستان و آشنايان و مصاحبان را براي ادامه حيات خود ضروري ميدانند اجتماع بزرگ يك كشور از جمع اجتماع شهرها و دهات آن تشكيل مي شود و اجتماع شهر ها و دهات نيز از اجتماع خانواده ها تشكيل يافته است و هر خانواده بايد از يك مرد و يك زن مسئوول و مراقب با تعدادي فرزندان تشكيل يابد يعني بشر خود قرنها قبل با تجربيات دقيق و منطبق با اصول روانشناسي توانسته است اين نظم و ترتيب را برآورد كند و بدان صحه گذارد تا بمورد اجرا در آيد.
مردان اگر از ازدواج شانه خالي كنند و از تشكيل يك واحد اجتماعي سرباز زنند از نظر رواني موجودي نا متعادل بشمار ميروند اگرچه با آزادي كامل توانسته باشند غريزه جنسي خود را نيز اقناع كنند. چه وجود غريزه جنسي از نظر طبيعت تنها براي لذت جوئي و كامروائي آنان بوجود نيامده بلكه طبيعت با بيدار كردن اين غريزه ميل داشته مردان را بداشتن فرزند و توليد مثل هدايت كند يعني منظور اصلي او همان ادامه نسل و عدم قطع آن بوده است و كامجوئي مرد و زن را نه براي احساس لذت بلكه منظور اجراي خواسته خود آفريده و بهمين دليل است كه پس از ارضاي اين غريزه مرد و زن اگر صاحب فرزند نشوند خود در پي درمان ميروند و تا آخرين علاج از پا نمي نشينند و باز بهمين دليل است كه والدين براي فرزندان خود اينهمه فداكاري و جانفشاني ميكنند.
زنان نيز از اين قاعده مستثني نيستند و يك زن اگر بتواند تنها زندگي كند و خود را از ديدار و مصاحبت مرد بي نياز بداند بتدريج تعادل رواني خود را از دست مي دهد اگر چه از راههاي نامتناسب باقناع غريزه جنسي خود پرداخته باشد. چه زنان در تشكيل و قبول مسووليت خانواده و بار آوردن فرزند فرسنگها پيشتر از مردان مي تازند و در حقيقت بايدگفت زنان اگر بازدواج راغب مي شوند فقط بمنظور باروري و داشتن فرزند است.
آري زنان بدون مردان از نظر رواني وجودي نااستوارند و هميشه در آرزوي داشتن فرزند ميسوزند چه در حقيقت از اقناع غريزه مادري محروم گشته اند و اين غريزه با قدرت بيش از حد زندگي رواني آنان را واژگون و آنانرا مايوس و سرد و غمگين خواهد ساخت. اين نيز درست نيست كه بگوئيم زني از شوهر خود فرزنداني داشته باشد و پس از آن و بعذرهاي مختلف او را ترك گويد و خود با قدرت مالي و معنويش به تربيت فرزندانش همت گمارد !
يعني امكان اين عمل هست ولي چنين زني با تمام قدرت و فعاليتش باز هم هميشه گرفتار عدم تعادل رواني است و در وجدان باطن زندگي را مجموعه اي از رنجها و ناكاميها بحساب مياورد و اگر از قبول مسئووليت هاي آن نگريزد فرزنداني لوس و خود خواه ـ عزيز دردانه و زود رنج بار خواهد آورد يعني هم زندگي خود و هم فرزندانش را تباه خواهد ساخت.
آري زن مرد را فقط بخاطر اقناع غريزه جنسي نمي خواهد بلكه مايل است سايه مردي قوي و دانا عاقل و علاقمند هميشه برسرش باشد تا بتواند در پرتو حمايت عاقلانه او فرزندانش را آنطور كه ميل دارد پرورش دهد و به ثمر برساند و اگر چند زني در دنيا ميبينيد يا مي شنويد كه تنها زيسته و زندگي مستقل داشته و خود را به مشغوليات ديگر غير از تشكيل خانواده سرگرم ساخته اند يا از نظر ميزان و تركيب هورمونهاي داخلي بدن بحد عادي نبوده و يا هنوز در وجدان باطن خود آرزوي مردي قدرتمندتر ـ شجاعتر ـ عاقلتر ـ و فعالتر را مي كرده اند تا بتوانند با طيب خاطر با و تكيه و او را بعنوان مصاحب و همسفر راه زندگي بپذيرند و آنچه كه بصورت ظاهر بعنوان جمله نمي خواهم از زبان آنان مي شنويد گفتاري ظاهري است و مثل هميشه اغلب نخواستن ها از غايت خواستن است.
اما عيب روزگار ما اينست كه محيط نامتناسب و تربيت ناموزون مردان را بتدريج از خصال واقعي مردي و مردانگي دور ساخته و بصورت افرادي منفي باف و بدبين ـ توسري خور و نيازمند به امور جنسي بارآورده كه براي اقناع اين غريزه خود بهر عمل نامتناسب دست مي زنند و در حقيقت اختيار زندگي را بدست غريزه جنسي يا مادي سپرده و در راه اقناع اين دو مي كوشند. ظاهرا خود ر به درويشي مي زنند و در باطن حاضرند جور هرگونه ناسازگاري و توهين و تحقير را براي اقناع اين دو غريزه تحمل كنند و اسارت در زنجير اين دو غريزه حيواني است كه الزاما خصال انساني را در آنان تضعيف مي كند و آنانرا در جمع خانواده حقير مي گرداند تا آنجا كه مورد اهانت زد و فرزند خود نيز واقع مي شوند.
آري زن در زندگي اجتماعي بوجود مرد نيازمند است ولي مردي را ميطلبد كه به خصال واقعي مردي و مردانگي متصف باشد نه آن مرد ضعيف و ناتوان كه خود نيازمند حمايت ديگرانست.


فلسفه حجاب در قرآن
بنابراين در هر بخشي و هر بعدي از ابعاد براي سير به مدارج كمال بين زن و مرد تفاوتي نيست منتها بايد انديشه ها قرآن گونه باشد، يعني همانگونه كه قرآن بين كمال و حجاب و انديشه و عفاف جمع نمود. ما نيز در نظام اسلامي بين كتاب و حجاب جمع كنيم. يعني عظمت زن در اين است كه:
(( ان لايرين الرجال و لايراهن الرجال))
قرآن كريم وقتي درباره حجاب سخن مي گويد مي فرمايد: حجاب عبارت است از يك نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن كه نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند لذا ، نظر كردن به زنان غير مسلمان از اين حرمت بي بهره اند.
حال اگر كسي از تشخيص اصول ارزشي عاجز باشد، ممكن است ـ معاذالله ـ حجاب را يك بند بداند ، در حال اينكه قرآن كريم وقتي مسئله لزوم حجاب را بازگو مي كند مي فرمايد:
(( و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن))
علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنين بيان مي فرمايد:
(( ذلك ادني ان يعرفن فلا يودين))
يعني براي اينكه شناخته نشوند و مورد اذيت واقع نگردند . چرا كه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.


وصيت فاطمه
بيماري زهرا در حدود چهل روز طول كشيد ولي روز بروز حالش سخت تر مي شد و كسالتش شدت مي يافت. يك روز به علي بن ابي طالب عليه السلام گفت: پسر عموي مهربان، آثار و علائم مرگ را در خودم مشاهده مي نمايم. گمان مي كنم عنقريب به پدرم ملحق گردم. مي خواهم وصيت كنم. علي (ع) در كنار بستر فاطمه نشست و اطاق را خلوت كردند. فرمود: اي دختر پيغمبر به هرچه دلت مي خواهد وصيت كن و يقين داشته باش كه به وصيت تو عمل خواهم كرد. انجام وصاياي تو را بر كارهاي شخصي خودم مقدم مي دارم. علي (ع) به چهره پژمرده و چشم هاي فرو رفته همسرش نگاه مي كرد و اشك مي ريخت. فاطمه (عليهما السلام) برگشت و با ديده هاي فرو رفته اش نگاهي به صورت غمناك و پژمرده شوهر مهربانش نمود و گفت: پسر عمو! تاكنون در خانه ات دروغ نگفته ام ، مرتكب خيانت نشده ام و هيچگاه از اوامر و دستوراتت تخلف نكردم.
علي(ع) فرمود: مقام خداشناسي و پرهيزكاري تو به قدري عالي است كه احتمال خلاف درباره ات نمي رود . به خدا سوگند مفارفت و جدايي تو بر من گران است . اما چكنم كه مرگ را چاره اي نيست. به خدا قسم مصيبات مرا تازه كردي ، مرگ نابهنگام تو حادثه دردناكي است، انا لله و انا اليه راجعون . چه مصيبت ناگوار و دردناكي است؟ به خدا سوگند اين مصيبت جانسوز را هرگز فراموش نمي كنم و چيزي نمي تواند تسلي بخش من باشد. آنگاه ساعتي را با هم گريستند.[21]
حضرت زهرا در اين مذاكره كوتاه برنامه دوران زندگي زناشويي خويش را در چند جمله مختصر خلاصه كرد: مقام صداقت و پاكدامني و اطاعت از شوهر را بياد همسرش آورد. علي بن ابي طالب(ع) نيز از زحمات و موقعيت علمي و پرهيزكاري و صداقت و درستي همسر عزيزش تقدير كرد. مهر و علاقه بي پايانش را نسبت به او ابراز داشت . در اينجا بود كه احساسات و عواطف آن دو يار مهربان و دو همسر نمونه اسلام چنان تحريك شد كه تنوانستند از گريه خودداري كنند. ساعتي را با هم گريستند و به ياد دوران كوتاه زندگي زناشويي كه جهاني از صفا و مهر و علاقه و صداقت و درستي و پاكدامني و فداكاري بود اشك ريختند. و به ياد زحمات طاقت فرسا و فداكاري ها و گرفتاري ها همديگر ناله كردند. شايد بوسيله اشكهاي چشم ، آتش دروني خود را كه نزديك بود كالبدشان را محترق سازد و خاموش كنند.
بعد از آنكه گريه شان آرام تر شد علي بن ابي طالب عليه السلام سر همسر عزيزش را در دامن گرفت، فرمود: اي دختر پيغمبر! هرچه ميل داري وصيت كن و مطمئن باش كه از وصاياي تو تخلف نخواهم كرد. فاطمه به موضوعات زير وصيت نمود:
1- اي پسر عمو! مردها بدون زن نمي توانند زندگي كنند، شما نيز ناچاريد زن بگيريد. خواهشمندم بعد از من، با امامه دختر خواهرم ازدواج كن ، زيرا نسبت به اطفال من مهربان است.[22]
2- فرزندانم يتيم مي شوند با آنان مدار كن، بر سرشان فرياد مزن، براي دلجويي آنان يك شب نزد آنها بمان و يك شب نزد همسرت.[23]
3- براي من تابوتي تهيه كن كه در موقع حمل جنازه ، بدنم پيدا نباشد. و طرز ساختمانش چنين و چنان باشد.[24]
4- مرا شبانه غسل بده و كفن كن و به خاك بسپار ، اجازه نده اشخاصي كه حقم را غصب كردند و اذيت و آزارم نمودند بر من نماز بخوانند يا به تشييع جنازه ام حاضر شوند.[25]
5- به هر يك از زنان رسول خدا دوازده وقيه بده.
6- به هر يك از زنان بني هاشم دوازده وقيه بده.
7- به امامه دختر خواهرم نيز چيزي بده.[26]
بعد از وفات فاطمه ، وصيتنامه مكتوب زير نيز بدست آمد:
8- بوستان ذي الحسني ، و بوستان ساقيه ، و بوستان دلال ، و بوستان غراف ، و بوستان رقمه ، و بوستان هيثم ، و بوستان ام ابراهيم هفت بوستان مذكور بعد از من در اختيار علي بن ابي طالب باشد. بعد از او در اختيار فرزندم حسن، بعد از حسن در اختيار حسين باشد . بعد از حسين در اختيار فرزند ارشد حسين باشد.
نويسنده : علي . شاهد: مقداد، زبير[27]
ابن عباس نيز روايت كرده كه وصيتنامه كتبي زير ، از حضرت زهرا بدست آمد:
بسم الله الرحمن الرحيم. اين وصيتنامه فاطمه دختر رسول خداست. به يگانگي خدا شهادت مي دهم. شهادت مي دهم كه محمد (ص) رسول خداست. بهشت و دوزخ حق است. و در وجود قيامت شك نيست. و خدا مردگان را مبعوث مي كند. يا علي خدا مرا همسر تو قرار داد تا در دنيا و آخرت با هم باشيم. و اختيارم در دست تو است. يا علي در شب مرا غسل بده و كفن كن و حنوط كن و به خاك بسپار و به احدي اطلاع نده. اكنون با شما وداع مي كنم. سلام مرا به فرزندانم كه تا قيامت بوجود مي آيند برسان.[28]


 
منابع:
1-   اخلاق در خانه، آيت ا حسين مظاهري، انتشارات دارالعلم
2-   روش شوهرداري در اسلام، دكتر سيدرضا پاك نژاد، انتشارات بعثت
3-   خانواده و شادكامي، دكتر علي پريور، انتشارات مدرس
4-   زن در آيينه جلال و جمال، آيت ا جوادي آملي، مركز نشر فرهنگي رجاء
5-   فاطمه زهرا (ع) بانوي نمونه اسلام، ابراهيم اميني، انتشارات شفق


[1]- سوره نساء آيه 34 ترجمه : پس زنان شايسته ، مطيع (شوهران بوده ) و در غيبت آنان حافظ حقوقشان مي باشند و آنچه را خدا به حفظ آن امر فرموده نگهدارند.
 
[2]- سوره تحريم آيه 6 ترجمه : اي كسانيكه ايمان آورده ايد (در طاعت من بكوشيد و ) خود را با خانواده خويش از آتش دوزخ نگاه داريد چنان آتشي كه مردم (دل سخت و كافر) و سنگ خارا هيزم آن است.
 
[3]- بحار ج 78 ص 321 ترجمه : پرهيز بادترا از بيقراري و تنبلي كه مانع بهره وري تو از دنيا و آخرت مي شوند.
[4]- سوره آل عمران آيه 103 ترجمه : و جملگي به رشته (دين ) خدا چنگ زده به راههاي متفزق(مدعيان دين ساز) نرويد و به يادآوريد اين نعمت بزرگ خدا را كه شما با هم دشمن بوديد خدا در دلهاي شما الفت و مهرباني انداخت و همه به لطف خدا برادر ديني يكديگر شديد در صورتيكه در پرتگاه آتش بوديد. خدا شما را نجات داد. ياري (بدين مرتبه وضوح و بدين پايه كمال) خداوند آياتش را براي راهنمائي شما بيان مي كند باشد كه هدايت شويد.
 
[5]- سوره معارج آيه 22-19 ترجمه : انسان مخلوقي طبيعتا سخت بي صبر است. چون شر و زياني به او رسد سخت جزع و بي قراري كند و چون مال و دولتي به او رو كند (بخل ورزد و ) منع(احسان) كند مگر نماز گزاران.
 
[6]- سوره زمر آيه 10 ترجمه : خداوند صابران را به حد كامل و بدون حساب پاداش خواهد داد.
[7]- سوره روم آيه 21ترجمه : و يكي از آيات لطف الهي اينستكه براي شما از جنس خودتان جفتي بيافريند كه در بر او آرامش با هم انس گيريد و بين شما دوستي و رحمت قرار داد.
 
[8]- وسائل الشيعه جلد 14 صفحه 3 ترجمه : هيچ بنائي در اسلام نزد خدا محبوبتر از ازدواج نيست.
 
[9]- اصول كافي ج 4 ص 6.
[10]- سوره آل عمران آيه 30 ترجمه : روزي كه هركس هر كار نيكو كرده همه را در پيش روي خود حاضر بيند و آنچه بدي كرده آرزو كند اي كاش ميان او و كار بدش مسافتي دور جدائي بود.
 
[11]- اصول كافي جلد 4 ص 41 ترجمه : هر كه به يكي از دوستان من اهانت كند به تحقيق به جنگ با من كمين كرده است.
 
[12]- اصول كافي ج 3 ص 194
[13]- بحار ج 74 ص 282 ترجمه : محبوبترين برادرانم در نزد من آنست كه عيبهايم را به من هديه دهد.
[14]- بحار ج 74 ص 182.
[15]- وسائل الشيعه جلد 14 صفحه 10
[16]- سوره نساء ، آيه 34 ترجمه : مردان را بر زنان حق نگهباني است به واسطه آن برتري كه خدا بعضي را بر بعضي مقرر داشته و هم به واسطه آنكه مردان عهده دار مخارج (منزل) مي باشند.
[17]- سوره نساء آيه 34 ترجمه : پس زنان شايسته مطيع بوده و در غيبت مردان حافظ حقوق شوهران است.
[18]- سوره آل عمران آيه 159
[19]- وسائل الشيعه ج 15 صفحه 195 روايت 7. ترجمه : فرزند تا 7 سال آقا است و تا هفت سال بنده است و تا هفت سال كمك كار است.
[20]- سوره لقمان آيه 13 ترجمه : وقتي كه لقمان در مقام پند و موعظه به فرزندش گفت پسر عزيزم هرگز به خدا شرك نياور كه شرك كه شرك ، ستم بسيار بزرگي است.
[21]- بحار الانوار ج 43 ص 191.
[22]- مناقب اين شهر آشوب ج 3 ص 362
[23]- بحار الانوار ج 43 ص 178.
[24]- بحار الانوار ج 43 ص 192.
[25]- بحار الانوار ج 43 ص 192.
[26]- دلائل الامامه ص 42.
[27]- دلائل الامامه ص 42.
[28]- بحار الانوار ج 43 ص 214.

 



Label
نظرات در مورد:آئين همسرداري در اسلام

نام شما:
نظر شما:
افزودن نظر



ورود به سايت | ثبت نام كاربر


صفحه نخست | تماس با ما
تمامی حقوق این سایت سایت متعلق به سایت DocIran.COM می باشد
طراحی شده توسط فراتک