$('#s1').cycle('fade');
  جستجو

 صفحه نخست  |  راهنمای فروشگاه  |  تماس با ما  |نحوه خرید  |  سبد خرید   |        ثبت شده در سايت ساماندهي كشور

 صفحه نخست  |  راهنمای فروشگاه  |  تماس با ما  |نحوه خرید  |  سبد خرید   |        ثبت شده در سايت ساماندهي كشور

مقالات رایگان دانشجویی > حسابداری و حسابرسی

لیست پروژه و پایان نامه های جدید

دانلود نرم افزار حسابداری حسابدار سیستم یکپارچه مدیریت مالی و حسابداری دوبل تولیدی صنعتی

Bank Sepah:5892-1010-5735-6012

Email: dociran.pdfiran@gmail.com

09153255543  عالم زاده

PDFiran.com

بزرگترین سایت دانلود پروژه ها و مقالات دانشجویی

لیست پروژه و پایان نامه های جدید

دانلود نرم افزار حسابداری حسابدار سیستم یکپارچه مدیریت مالی و حسابداری دوبل تولیدی صنعتی

Bank Sepah:5892-1010-5735-6012

Email: dociran.pdfiran@gmail.com

09153255543  عالم زاده

PDFiran.com

بزرگترین سایت دانلود پروژه ها و مقالات دانشجویی

 پربازدیدترین مقالات

 مقالات علمي حسابداری و حسابرسی
مبحث ارزيابي كيفيت گزارشگري مالي تاثير تخصص مالي در مقابل سواد مالي

تاریخ ایجاد 1389/08/10  تعدادمشاهده  2557

 

 
مبحث ارزيابي كيفيت گزارشگري مالي : تاثير تخصص مالي در مقابل سواد مالي
 
1.     مقدمه
 مك دانيل و ديگران ( 2002 ) در زمينه قضاوت هاي كيفي گزارشهاي مالي يك بررسي تجربي ارائه كرده اند كه به مقايسه ديدگاههاي دو شركت كننده يعني مديران حسابرسي و فارغ التحصيلان جديد E.M.B.A مي پردازد . آنها استدلال نمودند كه اين دو نمونه شركت كنندگان جانشيني براي اعضاي كميته حسابرسي محسوب مي شوند كه به ترتيب داراي تخصص مالي و سواد ( تجربه ) مالي هتند . بررسي تحربي دانيل و همكارانش شيوه هايي را نشان مي دهد كه در آنها تفاوت هايي علم معنايي و رخدادي بر ديدگاههاي افراد در هنگام تكميل وظايف ساختار يافته نادرست از جمله ارزيابي هاي كيفيت گزارشگري مالي تاثير مي گذارد . بررسي آنها به موقع است ، چون كه اختلاق نظرات چشمگيري ميان گزارشان و ناظران اداره شركت در مودرد سدهاي خالص           كميته هاي حسابرسي براي استخدام افراد دارد به امول مالي ( باسواد مالي ) و حداقل يك متخصص مالي موجود دارد . با ارائه شواهد ومدارك تجربي بر مبناي تئوري در مورد تفاوت هاي سيستماتيك قضاوت هاي كيفي گزارشگري مالي ميان متخصصان و افراد وارد به امور مالي ، مقاله ابني و همكارانش براي دانش جريان و گزارشگران و ناظران داره شركت مفيد و كارا به نظر مي رسد .
برخورد مك دانيل و همكارانش از نظر تجربي سه فرضيه را مورد آزمايش قرار داده اند كه نشان مي دهند متخصصان و افراد وارد به امور مالي در زمينه كيفيت گزارشگري مالي ديدگاههاي متفاوتي دارند . فرضيه 1 نشان مي دهد كه متخصصان مالي بيش از افراد وارد به امور مالي به طور سيستماتيك بر اعتبار ، قابليت اعتماد و قابليت مقايسه در هنگام قضاوت كيفيت كلي گزارشگري تكيه مي كنند . فرضيه هاي 2 و 3 نشان              مي دهند كه متخصصان مالي كمتر بر مسائلي كه اخيرا در رسانه هاي تجاري مطرح شده ، تكيه دارند ، هم زماني كه در مورد اهميت نسبي مسائل گزارشگري مالي براي بحث با حسابرسان فضاوت مي كنند ، ( فرضيه 2 ) و هم زماني كه ميزان اعتبار و قابليت اطمينان مسائل خاص حسابداري را ارزيابي مي نمايند ( فرضيه 3 ) .
يك فرضيه تئوريك در رابطه هر سه فرضيه اين است كه متخصصان مالي حافظه نسبتا پيشرفته اي دارند كه حاوي علم معنايي ( رخدادي ) مي باشد و آنها مي توانند به راحتي به قضاوت هايي در مورد كيفيت گزارشگري دست يابند ، در حاليكه افراد وارد به امور مالي حافظه هاي نسبتا ضعيفي دارند كه معمولا حاوي علم رخدادي مي باشد . مك دانيل و همكارانش با استفاده از اين فرضيه براي فرضيه 1 ، گمان مي كنند كه متخصصان مالي آگاهي كاربردي تري از چارچوب مفهومي نسبت به افراد وارد به امور مالي دارند . براي فرضيه هاي 2 و 3 گمان مي كنند كه متخصصان مالي بر اساس        حافظه اي قضاوت هاي كيفي گزارشگري را انجام مي دهند كه با توجه به كيفيت گزارشگري ، جامع تر از قضاوت هاي افراد دارد به امور مالي هستند . به ويژه ، حافظه متخصصان مالي هم پوشش توسط جرايد تجاري و هم منابع علمي قوي خودشان را منعكس مي سازد . در مقايسه ، حافظه افراد دارد به امور مالي باناتواني بيشتري اطلاعات را از جرايد تجاري ثبت مي كند كه به نظر مي رسد بر اقلام غير مترقبه تاكيد دارد . مقاله سه دريافت اصلي را گزارش مي كند . دريافت اول ، در مقايسه با افراد دارد به امور مالي ، متخصصان مالي به طور سيستماتيك بيشتر بر اعتبار قانوني در هنگام ارزيابي كيقيت كلي گزارشگري مالي تكيه مي كنند ( نه بر قابليت اطمينان و قابليت مقايسه قانوني )‌. دومين دريافت ، هنگام قضاوت در مورد اعميت مسائل گزارشگري ، افراد وارد به امور مالي بيش از متخصصان مالي به مسائل برجسته و غير مترقبه گرايش دارند ( در دوران پوشش جرايد تجاري ) سومين دريافت ، افراد وارد به امور مالي كمتر از متخصصان مالي به قضاوت مسائل برجسته و غير مترقبه حسابداري مي پردازند .
حاضرين در كنفرانس در مورد روش هاي جايگزين براي توضيح بعضي از دريافت هاي تجربي و در مورد اينكه آيا تئوري مقاله به اندازه كافي براي ايجاد كميته هاي حسابرسي هزينه مي كند يا نه سؤالاتي مطرح نمودند . در اين بحث ، سؤالاتي را كه حاضرين در كنفرانس مطرح مي كنند با نظريه هاي شخصي خودم تركيب مي كنم . با بعضي           نظريه هاي كلي كه در هر سه فرضيه كاربرد دارد بحث را شروع مي كنم . و با نظريه هايي كه براي فرضيه هاي خاص تنظيم شده اند بحث را به پايان مي رسانم .
 
 
2. نظريه هاي كلي
در حاليكه حاضرين در كنفرانس شك ندارند كه برنامه مديران حسابرسي و دانشجويان فوق ليسانس مديريت بازرگاين پاسخگوي نيازهاي بورس سهام نيويورك براي تعيين به عنوان متخصصان مالي و افراد دارد به امور مالي خواهد بود ، اما درمورد اينكه اين دو نمونه (( مناسب )) چقدر براي كميته هاي حسابرسي در دنياي واقعي مناسب خواهند بود ابراز نگراني كرده اند . در ظاهر ، اين نگراني تحقيقي را در زمينه فراواني نسبي با چنين اشخاصي كه عملا كميته هاي حسابرسي را اشغال كرده اند ، مي طلبد . و از نظر زير بنايي ، اين نگراني ارزيابي دقيقي از تفاوت هاي ميان شركت كندگان در دو نمونه مناسب تخقيق و شركت كنندگان فرعي كه به عنوان متخصصان مالي ( و افراد وارد به امور مالي ) صلاحيت دارند را مي طلبد . در صورت عدم وجود تفاوتهاي مهم تئوريك ، هيچ دليل قانع كننده اي افزون بر پاسخ علمي براي استخدام اعضاي كميته حسابرسي به عنوان شركت كننده وجود نخواهد داشت .
يك تفاوت تئوريك كه بالقوه حائز اهميت مي باشد اين است كه بعصي اعضاي كميته حسابرسي در دنياي واقعي ، به ويژه مديران حسابرسي ( سابق ) ، ممكن است نسبت شركت كنندگان تجربي ، واحدهاي صنعتي بيشتري داشته باشند . بعصي از حاضران در كنفرانس نمي دانستند كه اين مسئله در ارزيابي تاثير تخصص يا سواد مالي بعد از كنترل ميزان تخصص يا سواد ( تجربه ) صنعتي سودمند خواهد بود يا نه . عده ديگري              مي پرسيدند كه آيا مي توانند مطمئن باشند كه همه شركت كنندگان به سطح عملكردي دست يافته اين كه به عنوان عملكرد تخصصي در زمينه كارهاي تجربي قابل قبول به حساب مي آيد يا نه .
وقتي چنين مسائلي مماس با سؤال تحقيقي مك دانيل و همكارانش باشد ، سؤالاتي درمورد اينكه اعضاي كميته جسابرسي به طور متحد الشكل بايد دانش يا تخصص صنعتي داشته باشند ياغ نه ، مطرح مي كنند ( علاوه بر سواد يا تخصص مالي ) . در واقع ، در سالهاي اخير مؤسسات بزرگ حسابرسي ، توسعه حرفه اي و راهكارهاي حسابرسي خود را براي اطمينان از اينكه تخصص صنعتي و مالي مشتركا در حسابرسان توسعه يابد ، تعديل نموده اند ، علاوه بر اين ، منطقي به نظر مي رسد كه بپرسيم آيا حسابرساني كه فاقد دانش صنعتي هستند مايلند به عنئان متخصص مالي كميته حسابرسي برگزيده شوند يا نه .
همچنين ، همانطور كه حاضران در كنفرانس اظهار داشتند ، تخصص يا سواد صنعتي ممكن است تا حدودي نقايص موجود در مهارت مالي را جبران نمايند . حداقل در نمونه سؤالات پيشرفته اي كه براي حسابرسان درباره فعاليتهاي مختص صنعت مطرح مي گردد . اينكه آيا چنين اعضاي كميته حسابرسي قادر به درك پاسخ هاي حسابرسان در يك موقعيت مالي حسابداري هستند يا نه امري نامشخص است ( سالترو و ديزورت 2001 ) .
احتمال دارد كه شرايط مهم حدي - به ويژه ، دانش صنعتي دست كم گاهي اوقات در كميته هاي حسابرسي واقعي وجود داشته باشند كه تفاوت هاي گزارش شده ميان شركت كنندگان را كه در آزمايش مورد نظر مشاهده شده كاهش داده يا از بين مي برند . آزمايش بعدي به بررسي سودهاي خالص خصوصيات مشترك مانند سواد مالي و دانش صنعتي بدون توجه به شرايط لازم براس عضويت كميته حسابرسي مي پردازد . با توجه به تفاوتهاي مستند در ارتباط با ارزيابي كيفي گزارشگري ميان متخصصان مالي و افراد وارد به امور مالي هنگامي كه هر دو گروه احتمالا فاقد تخصص مالي هستند ، تحقيق كنوني مرحله اي را براي قدم هاي بعدي بررسي علمي تنظيم مي كند .
 
3. نظريه ها در مورد فرضيه 1
بعضي از حاضران در كنفرانس بر اين عقيده بودند كه يك عدم قطعيت قياسي وجود دارد راجع به اينكه اعتبار ، قابليت اطمينان و قابليت مقايسه قانوني ، تغييرات بيشتري را در ارزيابي هاي كيفي گزارشگري مالي متخصصان مالي نسبت به ارزيابي هاي افراد دارد به امور مالي توضيح مي دهد . ديگر حاضران در كنفرانس اظهار نمودندكه يك روش تقويت آزمايش فرضيه 1 اين است كه از شركت كنندگان بخواهيم چند ويژگي كيفي را مشخص كنند كه معتقدند به شدت بركيفيت گزارشگري مالي تاثير مي گذارند . اين راهكار نياز به پيشرفت ويژگي هاي مورد بحث در بيانيه هاي مفاهيم حسابداري مالي شماره 2 را آشكار مي سازد كه كيفيت گزارشگري و تفاوت هاي ميان شركت كنندگان را كه توسط مقررات صريح اعتبار ، قابليت اطمينان و قابليت مقايسه پنهان شده اند ، نشان مي دهد .
4. نظريه ها در مورد فرضيه 2 و 3
حاضران در كنفرانس به وطور گسترده مطرح كردند كه بحث مقاله در مورد حافظه ضمني و معنايي تضمين قياسي بيشتري را براي پيش بيني هاي تفاوت هاي درون شركت كنندگان در مقابل تفاوت هاي مييان شركت كنندگان ارائه مي دهد . به عنوان مثال ، اگر طرح هاي مبتني بر حافظه افراد دارد به امور مالي بر اساس پوشش جرايد تجاري بنيان نهاده شده باشد ، آنگاه انتظار درون شركت كنندگان تضمين خواهد شد . افراد وارد به امور مالي ( با سواد مالي ) مسائل غير مترقبه تري را شناسايي مي كنند كه به طور گسترده و چشمگير تحت پوشش جرايد تجاري قرار دارد نسبت به مسائل تكراري يا عير مترقبه اي كه تحت چنين پوششي قرار نگرفته اند . در مقايسه ، متخصصان مالي دانش معنايي را از منابع چندگانه جدا كرده اند ،. بنابراين به نظر              مي رسد كمتر تحت پوشش جرايد تجاري كه بر مسائل شناسايي شده تاثير مي گذارند ، قرار دارند . به طور جالب توجه ، در صورت بي توجهي به اين مسئله كه آيا متخصصان مالي تحت تاثير جرايد تجاي قرار گرفته اند يا نه ، متخصصان مالي مي توانند بيش از افراد وارد به امور مالي مسائل غير مترقبه را شناسايي كنند ، به اين خاطر كه متخصصان دانش بيشتري دارند و بنابراين مسائل بيشتري از تمام انواع ( به تعداد نا محدود ) را شناسايي مي نمايند . در مقايسه افراد وارد به امور مالي ، نسبت بيشتري از مسائل غير مترقبه را كه در جرايد پوشش داده شده اند نسبت به ديگر مسائل شناسايي مي كنند . بنابراين ، همانطور كه بعضي از حاضران كنفرانس اظهار داشته اند ، تئوري ارائه شده توسط دانيل و همكارانش احتمالا فقط تضمين نا مشخصي براي پيش بيني تفاوت ميان شركت كنندگاني مانند افراد وارد به امور مالي را مطرح مي سازد كه مسائل غير مترقبه تري را نسبت به متخصصان مالي شناسايي مي كنند .
ديگر حاضران كنفرانس در مورد مشكلات ارزيابي سودها و هزينه هاي افراد وارد به امور مالي كه تاكيد زيادي برمسائل غير مترقبه نسبت به مسائل تكراري دارند ، ابراز نگراني كرده اند . در حاليكه مك دانيل و همكارانش خاطر نشان كرده اند كه تنظيم نادرست و تنظيم مجدد در گزارشگري فعاليتهاي تكراري تجاري همانند فعاليتهاي غير مترقبه تجاري به ميزان كمي روي مي دهد ، احتمال مشروط تنظيم نادرست يا تنظيم مجدد ممكن است فعاليتهاي غير مترقبه اي را ( يعني تكرار كمتر ) در مقابل فعاليت تجاري تكراري ( يعني تكراري تر ) ارائه دهد . همانطور كه در رويدادهاي تشخيصي استنباطي ، يك علت و نشانه غير عادي ( مانند تنظيم نادرست ) و اثرات ( تنظيم             مجدد ) مي گردد . بي توجهي به جرايد تجاري متمركز به فعاليتهاي مشخص غير مترقبه و احتمال مشروط فعاليتهاي مشخص تنظيم مجدد ، احتمال مشروط قابل مقايسه با فعاليتهاي مشخص تكراري را موجب مي گردد اگر فعاليتهاي غير مترقبه غيرعادي تر باشند .
 
 
 
 
 
5- نتيجه گيري
مك دانيل و ديگران ( 2002 ) بعضي شواهد و مدارك ارائه داده اند درباره اينكه چگونه كميته هاي حسابرسي مورد نظر افراد وارد به امور مالي و حداقل يك متخصص مالي را شامل مي شوند كه بر ديدگاههاي مطرح شده در تكميل ارزيابي هاي كيفي گزارشگري مالي با ساختار نادرست تاثير مي گذارد .    


Label
نظرات در مورد:مبحث ارزيابي كيفيت گزارشگري مالي تاثير تخصص مالي در مقابل سواد مالي

نام شما:
نظر شما:
افزودن نظر



ورود به سايت | ثبت نام كاربر


صفحه نخست | تماس با ما
تمامی حقوق این سایت سایت متعلق به سایت DocIran.COM می باشد
طراحی شده توسط فراتک